ملاقات با عزرایئل
یک خانم ۴۵ ساله دچار حمله قلبى شد و به طور اورژانس در بیمارستان بسترى گردید. پزشکان تشخیص دادند که باید فوراً جراحى قلب شود. هنگامى که بر روى تخت عمل خوابیده بود، ناگهان عزرائیل را دید. از او پرسید: «عمر من به سر آمده است؟» عزرائیل گفت نه، شما ۴٣ سال و ٢ ماه و ٨ روز دیگر از عمرت باقى مانده است و تا آن موقع من سراغ شما نمیآیم.
آن زن پس از این که عمل جراحى قلبش تمام شد و از icu به بخش منتقل شد تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و یک عمل زیبائى براى رفع چین و چروکهاى صورت، یک عمل لیپوساکشن براى بیرون آوردن چربیهاى دور شکم، یک عمل زیبائى بر روى بینى، یک عمل براى کشیدن پلک چشم و ... نیز انجام دهد. او رنگ موهایش را نیز عوض کرد و حتى دندانهایش را هم جرمگیرى و سفید کرد! همه این کارها به خاطر این بود که میدانست مدّت زمان زیادى زنده خواهد بود و میخواست از بقیه زندگیاش لذت ببرد.
وقتى که همه کارها تمام شد، او بیمارستان را ترک کرد و هنگامى که داشت از این طرف خیابان به آن طرف میرفت تا سوار ماشین شود و به خانهاش برود، ناگهان با آمبولانسى که به سرعت در حال وارد شدن به بیمارستان بود تصادف کرد و کشته شد.
وقتى به آن دنیا رفت، دوباره عزرائیل را دید و به او گفت: «مگر نگفتى که من ۴٣ سال دیگر زنده خواهم بود و سراغ من نمیآیی؟ پس چرا به حرفت عمل نکردی؟»
عزرائیل گفت: «اوه !!! تو بودی؟ اصلاً نشناختمت!!!»
شیر و خط
شیر و خط به دو سمت سکه گفته میشود که بیشتر در شیر یا خط کاربرد دارد. معمولا یک سمت سکه یکای پول وجود دارد که شیر نامیده میشود و سمت دوم اسکچ، نشان یا طرح گرافیکی وجود دارد که در اصطلاح خط نامیده میشود.
در ایران به خصوص در دوران قاجار و پهلوی از نشان شیر و خورشید در بالای سمتی که یکای پول را نمایش می داد، استفاده میشد در نتیجه این سمت را شیر نامیدند و معمولا سمت دوم متن یا تصویری بود که به خط مشهور شدهاست.
آدم دیوانه را
بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ
میشم!(ژیان)
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری*****به جهنم که مرا دوست
نداری!
اگه الله کند یاری*****چه اف باشد چه سوسماری!
اگر خواهی بمیری بی
بهانه*****بخور ماست وخیار وهندوانه!
التماس2A!
ای بلبل اگر نالی من با تو هم
آوازم*****تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
ای روزگار*****با ما شدی
ناسازگار!
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم*****من خودم گل دارم و
محتاج یک گل نیستم!
بحث30یا30 ممنوع!
بخور و بخواب کارمه*****الله
نگهدارمه!
به مادرت رحم کن کوچولو!
بهتر ازمن چه کسی
جواب :به تو چه
فزولی؟
تا جام اجل نکردم نوش*****هرگز نکنم تو را فراموش!
تا سگ نشوی کوچه و
بازار نگردی*****تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!
تاکسی نارنجی*****از من
نرنجی!
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!
جرم به دنیا
آمدن**شهرت =پشیمان**نشانی=بی نشان!
جون من داداش*****یه خورده یواش!
جهان
باشد دبستان و همه مردم دبستانی*****چرا باید شود طفلی ز روز امتحان
غافل؟!!
داداش مرگ من یواش*****امان از دست گلگیر ساز و نقاش!
دختر ار بهر
عفت میکند چادر به سر*****نامه را از زیر چادر میدهد دست پسر!
درخت مکر زن صد
ریشه دارد*****فلک از دست زن اندیشه دارد!
در طواف شمع میگفت این سخن پروانه
ای*****سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
دلبرا دل به تو دادم که به من دل
بدهی*****دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!
دلبری دارم چو مار
عینکی*****خوشگل وزیبا ولی کم پولکی!
دنبالم نیا آواره میشی!
.دنیا همه هیچ و
اهل دنیا همه هیچ*****ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
دودوتا هفتا کی به
کیه!
حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)
رخش بی قرار!
رفیق بی کلک
مادر!
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد*****رنج دختر مادر کشید و لذتش
داماد برد!
رود میرود اما ریگذارش میماند!
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون
نوشابه هست!
زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
«zoor nazan farsi
neveshtam»
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود*****ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
سر
پایینی نوکرتم*****سر بالایی شرمندتم(ژیان)
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است*****از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!
شکر بترازوی وزارت برکش*****شو
همره بلبل بلب هر مهوش!(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)
عشق میکروبی است که
از راه چشم وارد میشود و قلب را عاشق میکند!
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود
آمده است!
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد*****جاده از افتادگی از کوه بالا
میرود!
گاز دادن نشد مردی*****عشق آن است که بر گردی!
(گدایان بهر روزی طفل
خود را کور میخواهند*****طبیبان جملگی خلق را رنجور میخواهند!
تمام مرده شویان
راضیند بر مردن مردم*****بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!)
گلگیرم ولی
گل نمیگیرم!
نوکرتم ننه!
یه بار پریدی موتوری دو بارپریدی موتوری آخر می افتی
موتوری!...
عاشق بی انتظار مادر
علم بهتر است یا ثروت؟ ، هیچکدام فقط ذره ای معرفت !
دا کر سی چنت بی. (یعنی مادر پسر برای چی خواستی؟)
به گنده تر و خرتر از
خودت احترام بگذار!
به مد پوشان بگویید آخرین مد کفن است
ناز نگات
قشنگه!
تند رفتن که نشد مردی / عشق است که برگردی
هر کجا محرم شدی -چشم از
خیانت باز دار / -چه بسا محرم با یک نقطه مجرم میشود،
مبر ز موی سفیدم گمان به
عمر دراز / جوان به حادثه ای زود پیر میشود گاهی
“دست بزن ولی خیانت مکن”
منم یه روز بزرگ میشم.
زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت.
داداش جان به خاطر
اشک مادر یواش!
افسوس همه اش افسانه بود!
من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک
میترسم / من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم.
من نمی گویم مرا ای چرخ
سرگردان مکن/ هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن!
شد شد، نشد نشد
بمیرد
آنکه غربت را بنا کرد / مرا از تو، ترا از من جدا کرد
برگ از درخت خسته می شه
پاییزفقط یه بهانه است
در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند ، من بیچاره
دنبال مرد می گردم
دنبالم نیا آواره میشی
رفاقت قصه تلخی است که از یادش
گریزانم
روی قلبم نوشتم ورود ممنوع ، عشق آمد گفتم بیسوادم!
“تو هم خوبی!
از بس خوردم مرغ و پلو ، آخر شدم مارکوپولو
سر پایینی پرنده ، سر بالایی
شرمنده
اسیرتم ولی آزاد !
بخاطر دلم ولم !
قربان وجودت که وجودم ز
وجود تو بوجود آمد مادر
دلم دادم بری باهاش حال کنی ، نه که بری جیگرکی بازکنی
!!
تو رو اگه من نشورم کی میشوره ( عروسکم )
باغبان در را مبند من مرد گلچین
نیستم ، من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن
مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور میخواهند!
ای آسمون کبود ،واسه همه بود
واسه ما نبود؟؟؟؟
در قمار زندگی عاقبت ما باختیم ، بس که تکخال محبت بر زمین
انداختیم
گرپادشاه عالمی ، بازهم گدای مادری
ای بلبل اگر نالی من با تو هم
آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
هندونه بده قاچ کنیم ، لوپتو بده ماچ
کنیم !
دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم ، طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
دنیا
همه هیچ و زندگانی همه هیچ ، ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ
به درویشی قناعت کن که
سلطانیخطر دارد
- داماد خَچَل : سن بین 15 تا 19 سال، خام و نپخته، سرد و گرم نچشیده، جسارت بسیار،
حماقت فراوان، زود پشیمون، زود رنج، قربانی عواطف زودگذر یا مبادلات خانوادگی، بچه
اش از خودش بزرگتر !
2- داماد مَچَل : سن بین 19 تا 25 سال، ژیگولی،
دانشجو، سرباز، رفیق باز، وابسته به پول بابائی، بیکار، آینده دار، توی هر دامی که
براش پهن کنن تلپی میفته، کم ظرفیت، یکی میزنه یکی میخوره !
3- داماد هَچَل
: سن بین 25 تا 29 سال، رسیده، حاضر آماده، دارای کار و بار، فارغ التحصیل، با کارت
پایان خدمت، دارای شکست های عشقی
فراوان،بسیار با
تجربه، عصا قورت داده، کمی کج و معوج، پر از قرشمه، به کمتر از زتا جونز و جولی
رضایت نمیده !
4- داماد کَچَل: سن بین 30 تا 40 سال، گرفتار، درگیر، پرکار،
پرخور، همچنان پرشور، نقل و نبات، گوله نمک، فوران احساسات، راضی به رضای خدا،
دنبال زنان بیوه کم سن وسال، مسئولیت پذیر، در پی رفاه خانواده، دارای کار و بار و
خانه!!
اتل، متل، توتوله / گاو حسن چهجوره؟
نه شیر داره نه پستون
شیرشو بردن
هندستون
یک زن کردی بستون
اسمشو بزار عمقزی / دور کلاش قرمزی
هاچین و
واچین / یه پاتو ورچین
** شعر فوق بنابه دلایل زیر، قابلیت دریافت مجوز چاپ
ندارد: **
عدم رعایت قواعد ادبی: هر انسان بالغی متوجه این مساله میشود که
دو کلمه توتوله و چهجوره همقافیه نیستند و به همین دلیل کل شعر زیر سوال میرود ...
وابستگی به اجانب: گاو حسنخواننده را به یاد فیلم گاو اثر داریوش مهرجویی
میاندازد و چون مهرجوییاز عناصر وابسته و جاسوسان استکبار و صهیونیزم است به نظر
میرسد که شاعراین شعر نیز با وی همدست میباشد.
- بدآموزی: کلمه پستونمصداق
کامل بدآموزی بوده و باعث باز شدن چشم و گوش کودکان و نیز تحریکاحساسات و عواطف و
باقی چیزهای ملت همیشه در صحنه میشود.
نشر اکاذیب: شاعرمیگوید گاو حسن شیر ندارد
در حالیکه در بیت بعدی از صادرات شیر این گاوبه هندوستان حرف میزند. گاوی که شیر
ندارد چگونه شیرش را به هندوستانصادر میکنند؟
- بیتوجهی به منافع ملی:هندوستان
در پرونده هستهای کشورمان بارها نامردی کرده است. بنابراین شاعرموظف است به جای
صادرات شیر به هندوستان، آن را به برادرانمان در ونزوئلا، فلسطین و لبنان تقدیم
کند.
اقدام علیه امنیت ملی: ستاندن یک زن کردی و گذاشتن یک اسم ترکی روی آن
(عمقزی)، باعث تحریک قومیتها و اخلال در امنیت ملی میشود.
- تشویق به بیحجابی:
گذاشتن کلاه آن هم با رنگ قرمز بر روی سر در حالیکه چادر تنها نوع حجاب محسوب
میشود، مصداق ترویج بد حجابی است.
علیرغم تمامی ایرادات وارده، از آنجاییکه
دغدغه اصلی ما آزادی بیان و اندیشه است ,, لذا
تصمیم گرفتیم مجوز نشر شعر
مذکور را با تغییراتی اندک! صادر کنیم:
,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,, ,,,,,
اتل، متل،
زباله / گاو قلی باحاله!
هم شیر داره هم آستین
شیرشو بردن فلسطین
بگیر یک
زن راستین
اسمشو بزار حکیمه / چادرشم ضخیمه
هاچین و واچین / یه پاتو ورچین!
اگه سربزیر و متفکر و توی خودش باشه، میگن: افسردگی داره، روانیه،
سیماش قاطیه!
اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، میگن: جلفه، دلقکه،
هجوه!
اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، میگن: شکموئه، پرخوره، مال مفت
تورکرده!
اگه لاغر و جمع و جور و میزون باشه، میگن: کنسه، نخوره، حمال
وارثه!
اگه از حقش دفاع کنه و زیر بار زور نره، میگن: جنجالیه، با همه دعوا داره،
خروسجنگیه!
اگه از حقش بگذره و گذشت کنه، میگن: بی عرضه س، حیف نون و دست و
پاچلفتیه!
اگه اهل تحقیقات و کتاب باشه، میگن: اینو، واسه ما شده آقای
مطالعه!
اگه با عیالات متحده ش مشکلی نداشته باشه، میگن: زن ذلیله، زن نگرفته،
شوهرکرده!
اگه مرد سالار و حرف، حرف خودش باشه، میگن: انگار کلفت
آورده!
اگه دست به جیبش خوب باشه و به مردم کمک کنه، میگن: پول پارو میکنه، اهل زد
وبنده!
اگه اهل بریز و بپاش و ولخرجی نباشه، میگن: پولهاشو انبار میکنه، جون به عزرائیلنمیده!
اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، میگن: معاشرتیه، فوق العادس،
دوستداشتنیه!
اگه راست و درست و بی کلک باشه، میگن: هیچی نمیشه، به درد لای
جرزمیخوره!
وبالاخره اگه هر روز ایمیل میزنه نمیگن؛ مارو دوست داره همیشه به یادمون
هست! میگن :بیکاره، معلوم نیست کی کار میکنه !!!!!!
من سنی سئویرم ، سن واری، پولو، گور هاردان دوشوبدو عشقیمین یولو…
نه منیم اوره ییم بیر بئله دولو، نه سنین اوره یین بوش اولمایایدی
من ترا دوست دارم و تو پول و ثروت را ببین راه عشقم
به کجا افتاده کاش نه دل من اینقدر پر و نه دل تو اینقدر خالی بود
. . .
من ترک شراب لب یار ائیلدیم اولدی زهر غم هجریله مدار ائیلدیم اولدی
ای شیخ بهشتی دئمه ترک ائیلییه ن اولماز من ترک سر کوی نگار ائیله دیم اولدی
من ترک شراب لب یار کردم و شد با زهر غم هجر مدارا کردم و شد
ای شیخ نگر که کسی بهشت را ترک نمی کند من ترک سر کوی نگار کردم و شد
. . .
جان وئرمه غم عشقه کی عشق آفت جاندیر عشق افت جان اولدوغی مشهور جهاندیر
سور ایستمه سودای غم عشقده هرگز کیم حاصل سودای غم عشق زیاندیر
جان به عشق نده که عشق آفت جان است آفت جان بودن عشق مشهور جهان است
از سودای غم عشق سود طلب نکن چرا که حاصل سودای عشق زیان است
. . .
ساچلارینا بنزتمیشم گئجه می گل اوزاق گزمه یانیما
سئوگیلیم دوداغیندا ایتیرمیشم سؤزومو گولوشونله جانیمی آل سئوگیلیم
شبم را به گیسویت تشبیه کردم دورنرو بیا پیشم سوگلیم
در لبهایت حرفم را گم کرده ام با خنده ات جانم را بگیر سوگلیم
خواستگاری به لهجه مشهدی
خواستگار: مِلاک های شما بِرِیـِ یه ازدواج چیه!؟دختر خانم گرامی: بری مو همی تفاهم خیلی مهمه!خواستگار: تفاهم که ها! دِگِه؟دختر خانم گرامی: مهم تفاهمه و یه دِنِه خانه! خواستگار: خب ها! دِگِه چی!؟دختر خانم گرامی: مهم تفاهمه و یه دِنِه خانه و یه باغ تو طرقبه!!خواستگار: و دِگِه چه مِلاک هایی دِرِن؟!دختر خانم گرامی: خب همو تفاهم و یه دِنِه خانه و یَک ماشین مدل بالا هم خوبه خب!خواستگار: و دِگِه!؟دختر خانم گرامی: خب تفاهم و خانه و ماشین رو گفتُم. یه عالمه هم پول دِشتهِ بِشی بَد نیست!خواستگار: دِگِه امری نِدِرِن!؟دختر خانم گرامی: چرا! چرا! ها! نِماخوام که شما هم زیاد به زحمت بیُفتِن و روتان فشار بیه! "تفاهم" رو هم فراهم نکردِن اشکال نِدِره
نظرات ()