تصورکنید که صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه صداى دعواى همسایه را مى شنوید. آیا مى ایستید تا ببینید موضوع ازچه قرار است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

با دوستتان مشغول مکالمه تلفنى هستید که مجبور مى شوید مدتى منتظربمانید تا او به مکالمه دیگرى که درانتظار است پاسخ دهد آیا وقتى براى ادامه مکالمه شما برمى گردد از او مى پرسید چه کسى پشت خط منتظر بود؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

به منزل دوستتان رفته اید و او براى انجام کارى از اتاق خارج مى شود. روى میز او یک نامه جلب توجه مى کند. آیا نگاهى به آن مى اندازید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

دراتوبوس یا تاکسى نشسته اید و فرد کنارى شما مشغول مطالعه است. دراین شرایط چه مى کنید؟


ـ مستقیماً به آنچه او مطالعه مى کند خیره شده و شما هم همراه او مطالعه مى کنید.(۱۰)
ـ هرازچندگاهى نگاهى دزدکى مى اندازید تا ببینید او چه چیزى مطالعه مى کند. (۵)
ـ کاملاً بى تفاوت رفتارمى کنید. (۰)

اگر شما بدانید که یکى از آشنایان رازى دارد، چه مى کنید؟


ـ هرطور شده سعى مى کنید سرازکار او درآورید. (۱۰)
ـ اگر صحبتى درباره آن پیش بیاید، کنجکاو مى شوید. (۵)
ـ رازهاى دیگران، مسائل شخصى آنهاست و سعى نمى کنید وارد حیطه خصوصى آنهاشوید.(۰)


اگرجایى دعوا یا تصادفى اتفاق بیفتد، آیا نزدیک مى شوید تا ببینید جریان ازچه قرار است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

اگر وارد رستورانى شوید و ببینید یکى از آشنایان با فردغریبه اى آنجاست، آیا کنجکاو مى شوید ببینید غریبه چه کسى است؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

آیا معمولاً درباره قیمت و محل خرید چیزهایى که دوستانتان مى خرند پرس و جو مى کنید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

آیا تا به حال کیف دیگران را بدون اجازه شان جست وجو کرده اید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)


اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشید سرى به ایمیل هاى آنها مى زنید؟


ـ بله (۱۰)
ـ خیر (۰)

(۰ تا ۳۰ امتیاز): شما به هیچوجه اهل دخالت و فضولى درکارهاى دیگران نیستید و این یک امتیاز بزرگ براى شما محسوب مى شود. شما احتمالاً فکرمى کنید مسائل خصوصى دیگران برایتان جالب نیست و یا آنقدر به حیطه خصوصى آنها اهمیت مى دهید که خودتان را مجاز نمى دانید آن را مخدوش کنید. شاید هم آنقدر سرتان گرم است که وقت فکرکردن به مسائل دیگران را ندارید. به هرحال شما کاملاً به دیگران احترام مى گذارید و درمورد مسائلى که به شما ارتباطى پیدانمى کند کنجکاوى به خرج نمى دهید. اطرافیان شما معمولاً فکرمى کنند مى توانند به شما اطمینان کنند و شما نیز توقع متقابلى از آنها دارید.

(۳۵ تا ۷۰ امتیاز):خوب شما طبیعتاً فرد کنجکاوى هستید، اما تلاش مى کنید زیاد درکارهاى دیگران دخالت نکنید. اما گاهى اوقات این کنجکاوى آنقدر شدید است که نمى توانید جلوى خودتان رابگیرید و گهگاهى از راه خود خارج مى شوید و سرکى به کاردیگران مى کشید. اما خوشبختانه این کارهمیشگى نیست. اگرچه کنجکاوى خوب و درمواردى لازم است، اما زیاده روى درآن مى تواند شما را دچار دردسر کند. اکثر مردم دوست ندارند کسى در کارشان دخالت کند. بنابراین بهتر است کارى انجام ندهید که دوست ندارید دیگران نسبت به شما انجام دهند.

(۷۵ تا ۱۰۰ امتیاز): شما عاشق این هستید که همه چیز را درباره همه کس بدانید و براى این کار هرچه از دستتان بربیاید انجام مى دهید. شما از آن دسته افراد هستید که مراقب دیگران هستند. فال گوش مى ایستند و حتى بعضى مواقع مستقیماً از دیگران درباره مسائل خصوصى شان سؤال مى کنند. اگر شما به عنوان فرد فضولى درجمع دوستان و آشنایانتان معروف نشده اید، احتمال اینکه چنین لقبى به شما اختصاص پیداکند بسیار زیاد است.


کنجکاوى دروجود شما بسیار فراتر ازحدمتعارف آن وجوددارد و متأسفانه شما آن را معطوف به مسائل دیگران کرده اید که به هیچوجه برایشان خوشایند نیست. اگر این روال ادامه پیداکند، مى توانید مطمئن باشید که سعى خواهندکرد فضولى هاى شما را هرطور شده جبران کنن

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

یه روز که غضنفر بیکار تو خونه نشسته بود


به این فکر کرد که خیلی آدم بد شانسیه ):





چون دوست دخترش یه سوسک توی کفشش پیدا کرده بود





و فکر کرده بود این کار غضنفر بوده





بعدشم هم یکی زده بود تو صورتش





و برای همیشه اونو ترک کرده بود


و اینجای قضیه خیلی دردناکه )):


از اونجایی که اون خیلی بد شانس بود ):





یه روز دوست دخترش رو توی پارک دید اما اون تنها نبود ...


و می دونید اون مرد بی چشم و رو وقتی غضنفر رو دید چی کار کرد ؟!!!! ):





اون برای غضنفر شکلک در آورد





غضنفر با خودش گفت آخه چرا ؟!! و یهو عصبی شد و با چکش بارها و بارها کوبوند تو سر خودش





و دچار حمله ی عصبی شد





و بعد از اون روز بود که تصمیم گرفت خودشو بکشه


قبل از اینکه خودشو بکشه به خودش گفت: " هی پسر تو یه تحصیل کرده ای ! بهتر قبل از این

که خودتو بکشی بری و یه راه علمی و مدرن واسه ی خودکشی انتخاب کنی ."

برای همین رفت تا تو اینترنت سرچ کنه و یه شیوه ی آپدیت و به روز پیدا کنه !

خب به هر حال غضنفر یه تحصیل کرده بود!!

هیمن طور که داشت دنبال یه شیوه ی مدرن می گشت یهو چشمش به عکسای خیلی

وحشتناکی افتاد و خیلی خیلی ترسید :09: و گریه ش گرفت )):

غضنفر جیگر این کارو نداشت اون از سایه ی خودش هم می ترسید !

و وقتی خوب فکر کرد از خودکشی منصرف شد





و تصمیم گرفت که به زندگی ادامه بده





و به خودش گفت : " هی پسر تو اونقدر ها هم بد شانس نیستی !"





کتاب های زیادی رو مطالعه کرد





همه ی اون ها به زور کتک می خواستن به غضنفر بگن که آدم خوش شانسیه !!





غضنفر فهمید این عملی نیست تصمیم گرفت بگرده و آدمای بد شانس تر از خودش رو پیدا کنه !!





و یه روز کامل تو گوگل سرچ کرد و عکس هایی رو پیدا کرد





و شما حتی نمی تونید تصور بکنید که غضنفر بعد از دیدن اون عکسا فهمید که خیلی خیلی

آدم خوش شانسی هست !





و بعد از اون کلی جشن گرفت برای خودش و شادی کرد





و با دوستانش کردی رقصید.

و حالا هم که اینجام برای این که تجربیات غضنفر رو با شما هم در میون بزارم

تا باور کنید که شما اونقدر ها بد شانس نیستید !!






اون آدم هایی رو دید که روز عروسیشون ماشینشون خراب شده بود







و یه پسر مفلوک که وقتی می خواسته برای ذخترا کلاس بزاره افتاده تو جوب و همه بهش

خندیدن غضنفر شنیده بود که اون پسر بعد از اون دچار عقده حقارت شد و دق کرد و مرد !







و یه عروس بیچاره رو تو زلزله ی چین دید که در به در دنبال شوهرش می گشت!!







و دزدی رو دید که در حین فرار ....







و یه ماشین پلیس که زیر دو تا کامیون له شده بود !







و آدمی رو دیدمکه بدشانسی از این ور و اون ور رو سرش می بارید !!







و یه جوجه اردک زرد رو دید که بین یه مشت جوجه ی سیاه تک افتاده بود !! و حس

غربت داشت !!


خب امیدوارم حالا متوجه شده باشید که شما چقدر خوش شانس هستید !!


حالا که متوجه شدید





بیا با هم شادی کنیم





آواز بخونیم





و کردی برقصیم .


البته یادم نره که بگم غضنفر بعد از این که باور کرد خیلی آدم خوش شانسیه


خوش شانسی مث سنگ از آسمون رو سرش بارید :06:






با یه دختر خوشگل آشنا شد و با اون ازدواج کرد .

دوست دختر قبلیش از حسادت تب کرد و مرد .

اون مردی که براش شکلک در آورده بود به طر مرموزی رفت زیر کامیون .

توی یه بانک اندازه ی قله ی اورست اسکناس و سکه ی طلا برنده شدم

و بعد از اون به خوبی و خوشی زندگی کردم و دیگه هیچ وقت به خودکشی فکر نکرد !!

در هرحال یادت نره اینا رو گفتم تا بدونی

تو خوش شانس ترین موجودی هستی که من تا حالا دیدم ! اینو باور کن

Ernesto_Rommel
2009-Mar-25, 13:13
kordition

هپیپ هووووووورا

موافقم
اهنگ کردی معجزه میکنه! البته اگر غمگینشم بزاری باز حالی به حالی میشی! ولی شادش که رسما ....

تنکس وری وری مچ ماهان جونم!
پس سابقه خودکشی هم داری ها؟!

علمی ترین راه خودکشی به نظر من خوردن گرد و خاک روی مانیتور و.. هست که سمی هست و ظرف چند سوت شما رو به اون دنیا هدایت میکنه! چشمک!

ممنون

یا حق

ماهان1901
2009-Mar-25, 14:43
علی جان شما دوست داری باله برقص d:

اگه فکر می کنی بده بد آموزی داره می تونی دو انگشتی دست بزنی !

البته باید بگم رقص خیلی مفیده یه جورایی شادی مصنوعی ایجاد می کنه

امتحان کن d: حالا برو یه جایی که بچه ها نبیننت بد آموزی داشته باشه d:

اصلا بزار ببینم مگه رقص بد آموزی داره ؟!!!! چه حرفا !!d:

بابا ادیب یه کردی بیا ببینم چه می کنی :06:

من که نمی خواستم خودمو بکشم بابا

غضنفر مادر مرده بود اونم که دیگه قیدشوو زد

آخه کی حاضر میشه بعد این همه خوش شانسی خودشو از هستی ساقط بکنه ؟!!!

یور ولکام ادیب جون :02:


علمی ترین راه خودکشی به نظر من خوردن گرد و خاک روی مانیتور و.. هست که سمی هست و ظرف چند سوت شما رو به اون دنیا هدایت میکنه! چشمک!
فقط اگر کسی قصد خودکشی داشت و گرد و خاک مانیتور کافی نبود میتونید از کیسه جاروبرقی استفاده کنید . آخر گرد و غبار است ! برای کشتن 7 - 8 نفر هم کافی می باشد . چشمک راست - چشمک چپ :

یعنی می گی خودمو نکشم؟؟؟
جدی؟؟؟
بذار فکر کنم.....):
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
باورتون می شه این متن منو از مرگ حتمی نجات داد؟؟؟ )): باورتون می شه بشریت مدیون این تایپیکه که منو از خودکشی منصرف کرد؟؟؟ آخه بشریت خیلی ناراحت می شد اگه من می مردم)): همین امروز صبح اومده بود منو منصرف کنه نتونست(-B
ولی تو این کار نشدنیو انجام دادی ماهان دنیا به تو افتخار می کنهd: d:


البته به دلیل این دو جملهای که مرقوم فرمودید

(توی یه بانک اندازه ی قله ی اورست اسکناس و سکه ی طلا برنده شدم

و بعد از اون به خوبی و خوشی زندگی کردم و دیگه هیچ وقت به خودکشی فکر نکرد )

توجه کنید اول شخص مفرده

به هر حال امیدوارم هیچقت به اون مرحله نرسید و همیشه احساس خوبی به زندگی داشته باشید...


اخه من به کی بگم اینهمه بدبختی رو):
چقدر بدبختم که غضنفر با دیدن عکسای من از خودکوشی منصرف شد و فهمید از من خوشبخت تره
ترم قبل یه درس 3 واحدی داشتیم که کتابش گیر نمیومد
استادمون30 تا کتاب به زور برامون از کرمان آورد
ما 32 تا دانشجو بودیم
طی قرعه کشی که انجام شد
من یکی از اون 2 نفری بودم که بدون کتاب موندم
به نظرتون من بدشانس ترم یا غضنفر
من حق دارم که خودکشی کنم نه؟؟؟!!!

می بینم هنوز زنده ای
خوشحالم
زنده باشی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

قبولی در کنکور!



اگر داوطلبی در کنکور قبول نشد هیچ تقصیری نداردچرا که سال فقط 365 روز است. چرا که:

1) در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند .

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر باقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد که جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است. چرا که انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.

10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است.

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!



نتیجه ی اخلاقی: پس یک داوطلب نرمال نمیتواند امیدی برای قبولی در دانشگاه داشته باشد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

ازدواج رویایی


قبل از ازدواج: حرف هایشان را می زنند

مرد: با این حرفت خوشحالم می کنی

زن:می خوای از پیشت برم؟

مرد: فکرشم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته

زن: تا حالا به من خیانت کردی؟

مرد: نه چرا این سوالو می پرسی

زن:منو مسافرت می بری؟

مرد: مرتب

زن: منو کتک می زنی؟

مرد: به هیچ وجه

زن: می تونم بهت اعتماد کنم؟

.............................بعد از ازدواجشان همین متن را از پایین به بالا بخوانید!!..................   
زن: میخوای منو خر کنی؟!
مرد: بله اما میخوام نفهمی
زن: میدونستم
مرد: خوب حالا چیکار میخوای بکنی؟
زن: هیچی
مرد: جدا؟
زن : بله حقیقتا
مرد: شوخی میکنی؟
زن: نه راست میگم
مرد: منظور؟
زن: خوب خودت میدونی عزیز دلم شوهر قطعیه و تو هم گیرم اومده باید صدقه بندازم
مرد: اها از اون نظر!
زن: اره از همون نظر بی نظر تو
مرد: خوب مرهیه چند
.
.
.
.
(به دلیل عشوه فراوان خانم و.. اینا پاک شد! ارنستو رومل)

مرد: دردت به جونم باشه هرچی تو بگی

بعد ازدواج: مرد در زندان زن خوشبخت

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست!

۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید!

۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه!

۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید!

۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است!

۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه!

۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید!

۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید!

۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد!

۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم!

۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید!

۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید!

۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید!

۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید!

۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید!

۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره!

۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید!

۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cg رو تجربه کنید!

۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید!

۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید!

۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟

۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا…

۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید!

۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید!

۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید!

۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید!

۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید!

۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید!

۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید!

۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه!

۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش کرد)!

۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید!

۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید!

۳۴- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه!

۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون!

۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید!

۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید!

۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای lcd معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)!

۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره!

۴۰- فقط شما میفهمید که یک ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست!

۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید!

۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند!

۴۳- فرق cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید!

۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در ccu بیمارستان بستری نخواهید شد!

۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید!

۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)!

۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد!

۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید!

۴۹- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)!

۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

1.
روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن

2.
سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند

3.
وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین

4.
وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین

5.
کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید

6.
همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین

7.
جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین

8.
روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین

9.
وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین

10.
از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه

11.
در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین

12.
به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین

13.
وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین

14.
وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین

15.

موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین

16.
ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین

17.
بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین

18.
شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین

19.
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین

20.
وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته

21.
صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین

22.
روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین

23.
وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده

24.
وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود

25.
چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین

26.
بادکنک بچه ها رو بترکونین

27.
مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین

28.
وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد

29.
بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین

30.
کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره )

31.
ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین

32.
توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین

33.
هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره )

34.

حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین

35.
نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین

36.
دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین

37.
عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین

38.
پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین

39.
با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین

40.
شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین

41.
موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین

42.
توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین

43.
شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین

44.
توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین

45.
توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین

46.
جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین

47.
یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین

48.
توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه

49.
چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین

50.
ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

قانون صف:

اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.

قانون تعمیر:
بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.

قانون کارگاه:
اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.

قانون معذوریت:
اگربهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می‌یابد.

قانون نتیجه:
وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی‌کند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.

قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

قانون مرفی (گاهی استنباط فیناگل یا قانون سُد در فرهنگ غرب اشتباه می‌شود.) یک مثل معروف در فرهنگ غرب است که در زمان آزمایش واگن موشکی در اواخر دههٔ ۴۰ به وجود آمد. اصلی‌ترین پیامی که این قانون بیان می‌کند این است که در هر حالتی که احتمال خراب شدن یا خطا رفتن باشد بی‌شک این اتفاق می‌افتد. «اگر راه‌های متفاوتی برای انجام کاری باشد که یکی از آنها به خرابی یا فاجعه بیانجامد، حتماً یک نفر کار را به همان صورت انجام خواهد داد.» که معمولاً به این صورت بیان می‌شود: «هر چیز که می‌تواند خطا برود، خطا می‌رود.» از نیکلاس اسپارک محقق و نویسندهٔ کتاب «تاریخی از قانون مرفی». [۱]

این نامگذاری طعنه‌آمیز در پی سرگرد ادوارد مرفی است که در مرکز نیروی هوایی ادوارد همراه گروه استَپ روی پروژهٔ MX۹۸۱ کار می‌کرد. او مدت کوتاهی به عنوان مهندس توسعه در فنون اندازه‌گیری با دکتر و سرهنگ جان پاول استَپ دوست و همسایهٔ سابقش روی پروژه واگن موشکی (rocket sled) مشارکت می‌کرد.

نیک اسپارک در پایان کتاب «تاریخی از قانون مرفی» بیان می‌کند که تفاوت خاطرات بعد از گذشت سالها، اجازه مشخص کردن دقیق شخصی که در طول چندین ماه آزمایش دستگاه جدید اندازه‌گیری، این عبارت را به شکل مصطلح امروزی آن ابداع کرده نمی‌دهد، ولی این عبارت در انعکاس جمله‌ای که مرفی پس از شکست دستگاه اندازه‌گیریش گفته ابداع شده و به تدریج از حالت اولیه آن که در اولین کنفرانس سرهنگ استپ-سریع‌ترین مرد روی زمین-به کار رفت به حالت امروزی در آمده.

قوانین اولیه

تعابیر مختلف قانون مورفی

* هیچ چیزی به آن آسانی که به نظر می‌رسد نیست.
* هر چیزی بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید.
* چیزی که ممکن است خراب شود، خراب می‌شود.
* اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد، آن یک خراب می‌شود که بیش‌ترین خسارت را بزند.

نتیجه

اگر بدترین زمان خراب شدن‌ برای چیزی وجود داشته باشد، همان زمان است که خراب می‌شود.

--------------
قانون ساد

قانون دیگری هم وجود دارد موسوم به قانون ساد که معمولا مترادف قانون مورفی تلقی می‌شود .قوانین مورفی را آمریکایی‌ها به کار می‌برند در حالی که ساد بین انگلیسی‌ها محبوب تر است. البته در بحث‌های تخصصی بسیاری اصول ساد را وسیع تر از مورفی می‌دانند و معتقدند قوانین ساد بیشتر بر مسئله بخت و اقبال تاکید دارد . قوانین ساد میگویند بخت خوب یا بد برقامت شخص دوخته شده :

* از دست دادن شنوایی برای همه نا گوار است اما این اتفاق دقیقا برای آهنگساز مشهوری چون بتهوون رخ می‌دهد .
* به شهری دیگر مهاجرت می‌کنی انگار فقط به این دلیل که آنجا با یک همشهری آشنا شوی و با او ازدواج کنی .

با این حال، خود کلمه (ساد) با توجه به معانی غیر اخلاقی که داشت منفور بود و مردم مورفی را جای آن به کار بردند.
قـوانین مورفی اکنون افزون بر هـزاران قانون می بـاشد کـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه ای ازقـوانـیـن حـاکـم بر زنـدگی هسـتند کـه اکثر آنها از بدبینی نشات گرفته و جنبه شوخی دارند امـا بسـیاری از آنها نیزعینیت و واقعیت دارند.

اکنون به برخی از این قوانین توجه کنید:

▪ اگـر قـرار بـاشه کاری خراب بشه و درست پیش نره، حتما خراب می شـه آن هـم در نامناسبترین زمان!
▪ اگر احتمال داشته باشه چندین کار خراب بشه، آن کـاری که بیشترین ضرر را خواهد زد درست پیش نخواهد رفت!
▪ همه چیز در حال بدتر شدن است!
▪ لبخند بزنید فردا همه چیز بدتر و وخیمتر خواهد شد.
▪ احتمال آنکه یک شیء آسیب ببیند نسبت مستقیم دارد با ارزش آن!
▪ همه کارها بیشتر از آنچه تصور میکنید بطول خواهد انجامید!
▪ اگر شما تصمیم به انجام کاری میگیرید پیش ازآن لازم است ابتدا کار دیگری را انجام دهید!
▪ هر راه حلی مشکل جدیدی پدید می آورد!
▪ شما هنگام صبحانه خوردن هیچگاه نمیتوانید تعیین کنید کدام طرف نان را باید کره بزنید!
▪ هرگاه جسم بـا ارزشی از دست شما به زمین می افتد به غیر قابل دسترس ترین مکان میرود (حلقه برلیان یا داخل سطل زباله می افتد و یا در چاه فاضلاب)!
▪ شما هر موقع دنبال چیزی می گردید هـمیشه در آخـرین مـکانی که آن را جستجو میکنید می یابیدش!
▪ هیچ اهمیتـی ندارد که شما به چه اندازه دنبال جنسی بگردید به محض آنکه آن را خریدید آن را در مغازه ای دیگر ارزانتر خواهید یافت!
▪ همواره در خیابان در هنگام رانندگی ماشینها در لاین دیگر سریعتر حرکت میکنند!
▪ زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار می برید کاملا بی عیب و درست کار خواهد کرد!
▪ هر فردی راهی برای ثروتمند شدن در ذهنش دارد که عملی نمیباشد!
▪ هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است ویا غیر اخلاقی و یا چاق کننده!!
▪ هر کسی پول بیشتری دارد حکمرانی میکند!!
▪ هیچ عمل نیکی بدون مجازات نخواهد ماند!!
▪ هرگاه شما چیزی را در جای امنی قرار میدهید تا گم نشود دیگر هیچگاه نمیتوانید پیدایش کنید!
▪ در ورزش گلف بهترین ضربه ها همیشه زمانی زده میشود که تنها باشید و بدترین آن هنگامی که در جمعی بازی می کنید و یا با فردی بازی میکنــید که میخواهید او را با بازی خود تحت تاثیر قرار دهید!!
▪ هر چیزی را که می خواهید، نمیتوانید داشته باشید و آنچه را که دارید نمیخواهید!
▪ احتمال آنکه کاری را که انجام میدهید دیگران ببـینند نـسب مسـتقیم دارد با میزان احمقانه بودن کار شما!
▪ سنگین بودن ترافیک نسبت مستقیم دارد با میزان عجله شما برای زود رسیدن به مقصد!
▪ هنگام ورود به پمپ بنزیـن جـایگاهـی را که انتخاب می کنید همیشه طولانی تر از جایگاه های دیگر خواهد بود.
▪ هیچ اهمیتی ندارد من کجا میروم، من آنجا هستم!
▪ هر کسی میتواند مدرک دانشگاهی بگیرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
▪ زباله از خلاء بیزار است آنقدر انباشته میگردد تا فضای موجود را پر کند!
▪ هرگاه کفش نو را برای اولین بار به پا کنید همه پایشان را روی آن خواهد گذاشت!
▪ زمانی که می خواهید لکه روی شیشه پنجره را پاک کنید همیشه لکه سمت دیگر شیشه میباشد!
▪ قانون بقاء کثیفی: برای تمیز کردن هر چیزی چیز دیگری باید کثیف گردد!!
▪ اگر امری احتمال دارد اتفاق بیافتد و خیلی هم خوشایند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
▪ اگر حق با شما باشد هیچکس حرف شما را باور نخواهد کرد!
▪ قوانین مانند تار عنکبوت می باشند تنها افراد ضعیف و فقیران به دام آن میافتند در صورتی که ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره کرده و میگریزند!!
▪ دو عنصر در طبیعت فراوان میباشند: یکی هیدروژن و دیگری حماقت!!
▪ جاده رسیدن به موفقیت همواره در دست ساختمان است!
▪ هرگاه چیـزی را دور بیاندازید به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید به آن نیاز پیدا خواهید کرد!
▪ کار تیمی همواره ضروری می باشد چون به شما اجازه می دهـد تـا در صورت بروز مشکل فرد دیگری را نکوهش کنید!
▪ احتـمـال آنـکه طـرف نانی که به آن کره مالیده شده است بروی فرش بیافتد نسبت مستقیم دارد به قیمت فرش!
▪ شما هیچگاه نمی توانید با نگاه کردن به خطـوط راه آهـن، بـگویـید که قطار از کدام سمت خواهد آمد!
▪ ۰ = ثابت = عقل*زیبایی*در دسترش بودن (معادله یـافتـن همسر بـه ایـن مفـهوم کـه هیـچ دختـر و زنی وجود ندارد که هر سه این خصوصیات را دارا باشد)!!
▪ ماشینی که روبروی شما در حرکت است همیشه سرعتش از شما کمتر است!
▪ هر چه عقیده ای مسخره تر باشد احتمال موفقیت آن بیشتر می باشد!!
▪ افرادی که می توانند بهترین نصیحت ها را بکنند، نصیحت نمی کنند!!
▪ دود سیگار هـمواره به سمت افراد غیـر سیـگاری حـرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
▪ جای پارک مناسب ماشین همیشه سمت دیگر خیابان میباشد!
▪ برای هر عملی یک انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!
▪ دوستان می آیند و می روند اما دشمنان انباشته میگردند!
▪ هرگاه به دروغ به رئیس خود بگویید که علت تاخیر شما پنچر شدن چرخ ماشینتان بوده روز بعد چرخ ماشین شما پنچر خواهد شد!
▪ تقریبا داخل شدن به کاری از خارج شدن از آن آسانتر است!
▪ هیچ چیز هیچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

طالع بینی چینی



هیچ کلکی در کارنیست! این بازی بطرز شگفت آوری دقیق خواهد بود! البته بشرطی که تقلب نکنید!
<
<
<
طالع بینی چینی! .. سال جدید چینی امسال سال اژدهای آهنین است که امیدواریم سالی خوش و پر از خوش شانسی برای شما باشد!
<
<
<
فقط به دستور العمل عمل نماید و تقلب نکنید، در غیر اینصورت نتیجه درست از آب در نخواهد آمد و بعد آرزو خواهید کرد که ایکاش تقلب نمی کردید!
این حدوداً 3 دقیقه زمان خواهد برد تا شما را دیوانه کند!!

کسی که این پیام را ارسال کرده گفت که آرزویش ظرف 10 دقیقه به حقیقت پیوست!!!

این بازی نتیجه خنده دار و در عین حال شگفت انگیزی خواهد داشت!

پیام را یکجا تا پایا ن نخوانید بلکه مرحله به مرحله پیش بروید و عین دستورالعمل انجام دهید!

نکته: زمانی که میخواهید اسامی را بنویسید اطمینان حاصل کنید که اشخاصی هستند که شما آنها را می شناسید (تبصره از خودم: یعنی اسم الکی یا بیخودی ننویسید!!!)
مهم: همچنین بیاد داشته باشید که بهنگام نوشتن اسامی و عمل کردن به دستورالعمل از احساس و غریزه خود استفاده کنید و بیخودی و بیش از حد فکر نکنید بلکه آنچه که در آن لحظه به ذهنتان می آید را بنویسید!

با زهم باید گفته شود که به آرامی و مرحله به مرحله به انتهای متن بروید در غیر اینصورت نتیجه درست نخواهد بود و آنرا ضایع خواهید کرد!
(باز هم تبصره از خودم: این رو بخاطر این چندین بار تکرار کرده که آدمهای فضول ببخشید کنجکاو خودشونو کنترل کنن!!!)
خوب حالا یک قلم و یک برگ کاغذ آماده کنید.

1- اول از هر چیز اعداد 1 تا 11 را بصورت ستونی یا ردیفی (زیر هم) بر روی کاغذ بنویسید.
2- سپس در جلوی ردیف (ستون) 1 و 2 هر عددی را که مایلید بنویسید.
3- حال در جلوی ردیف 3 و ردیف 7 نام شخصی را از جنس مخالف بنویسید.
== قرار نشد به پایین نگاه کنید! تقلب ممنوع !!=
4- نام اشخاصی را که می شناسید (چه دوست یا اعضای خانواده یا فامیل) در جلوی ردیفهای 4، 5 و 6 بنویسید.
5- در ردیفهای 8، 9، 10 و 11 نام چهار ترانه (آهنگ) را بنیوسید (در جلوی هر ردیف نام یک ترانه)
<
<
<
<
6- اکنون نهایتا میتوانید یک آرزو کنید!!
<
<
<
و حالا کلید رمز گشایی این بازی:
>
>
>
1- عددی را که در ردیف 2 نوشته اید مشخص کننده تعداد اشخاصی است که شما باید در باره این بازی به آنها بگویید!
2- شخصی که نامش در ردیف 3 قید شده کسی است که شما عاشقش هستید!!!
3- شخصی که نامش در ردیف 7 قید شده کسی است که شما دوستش دارید ولی با هم نمی سازید (یا به تعبیر دیگر عاقبت خوشی نخواهد داشت!)!!!
4- شخص شماره 4 کسی است که شما بیش از همه به او اهمیت میدهید!
5- شخص شماره 5 کسی است که شما را بسیار خوب می شناسد.
6- شخصی که نامش در ردیف 6 قید شده، ستاره بخت (ستاره خوش شانسی) شماست!
7- آهنگ قید شده در ردیف 8 با شخص شماره 3 تطبیق می کند (مرتبط است)!!!
8- آهنگ شماره 9 آهنگی برای شخص شماره 7 است!
9- آهنگ شماره 10 آهنگی است که بیش از همه افکار شما را بازگو می کند!
10- و بالاخره شماره 11 آهنگی است که می گوید شما در باره زندگی چه احساسی دارید!!!!

واقعا شگفت آور است! نه؟! ولی بنظر می آید که درست باشه!


==== خوب چطور بود؟ کف کردید.. نــــه؟ ===

این پیام را برای 10 نفر در خلال همان ساعتی که آنرا میخوانید ارسال کنید.
اگر این کار را انجام دهید، آرزویتان برآورده خواهد شد!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

 مطلب خیلی جالب

1-در سال 1995 موزه لوور پاریس مسابقه ای ترتیب داد تا به شبیه ترین لبخند به لبخند ژوکوند چهل هزار دلار جایزه بدهد. اما از میان هفت هزار و دویست دختر جوان جایزه نصیب هیچ کس نشد.

2-رسم دست دادن که امروزه به معنی ابراز محبت است به قرون وسطی بر می گردد که این نشانه بی سلاح بودن طرفین بود.

3-اولین فیلمی که در دنیا بالای یک میلیون دلار فروش کرد تارزان نام داشت که در سال 1918 توسط بورگز ساخته شد.

4-خانم پام گاردنر انگلیسی شال گردنهایی می بافد به قیمت یک میلیون تومان! علت گرانی این شال گردنها ان است که این خانم از پشم گربه های ایرانی جهت بافتن استفاده می کند!

5-کوچک ترین پارک عمومی در شهر بلفاست و در سال 1921 توسط بیل مک لی ساخته شد تا همسر نابینایش هر روز در انجا قدم بزند و فکر کند در پارک بزرگی راه می رود این پارک بیست و دو متر

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

دوست دختر غضنفر بهش میگه: اگه توجه کنی میبینی که نگاهم باهات حرف میزنه.غضنفر میگه:اینقدر پلک نزن،صدات قطع و وصل میشه.
..لره رو برق می گیره فیوز می پره , فیوز رو میزنن لره می پره!
..تیکه ی جدیددخترها به پسرها: این روزها همه از من شماره می خواهند، شما چطور؟
..میگن توی اصفهان همه کاندیداها برای اینکه صرفه جویی کنن پوستر تبلیغاتی چاپ نکرده بودن هر روز از یه درختی آویزون می شدن
..پسر نوح با بدان بنشست ... . . حالا برو خونه زندگی شو ببین می گن الگانس خریده
.ترکه داشته یکی رو بدجور میزده و هی داد میزده کمک کمک! بهش میگن بابا تو که داری اینو می زنی، تو چرا کمک می‌خوای؟ میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت می کنم
........یارو تو یک شب برف و بورانی داشته از سر زمین برمیگشته خونه ، یهو میبینه یکجا کوه ریزش کرده ، یک قطار هم داره ازون دور میاد ! خلاصه جنگی لباساشو درمیاره و آتیش میزنه ، میره اون جلو وامیسته . راننده قطاره هم که آتیش رو میبینه میزنه رو ترمز و قطار وا میسته . همچین که قطار واستاد ، یارو یک نارنجک درمیاره، میندازه زیر قطار ، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار میشن ! خلاصه یارو رو میگیرن میبیرن بازجویی ، اونجا بازجوه بهش میتوپه که : مرتیکه خر ! نه به اون لباس آتیش زدنت ، نه به اون نارنجک انداختنت ! آخه تو چه مرگت بود ؟! یارو میزنه زیر گریه ، میگه : جناب سروان به خدا من از بچگی این دهقان فداکار و حسین فهمیده رو قاطی میکردم !
.............یک روزترکه میخواسته با ماشین بادوست دخترش بره بیرون به دوست دخترش میگه من میام جلوت توبگو دربست.دوست دختره یادش میره اشتباهی میگه مستقیم بعد ترکه میگه مسیرم نمیخوره:................................................................... .................یه روز دختر میره پیشه باباش میگه: بابا نقاشیم قشنگه؟ باباه میگه: آره دخترم. حالا بگو چی کشیدی؟ دختره می که یه گاو با علف. باباه میگه: پس کو علفا؟ دختره میگه: گاوه همشو خورده! باباه باز می پرسه: پس کو گاوه؟ دختره میگه: گاوه علفاش تموم شد رفت!
...........................دفاعی دوم دبیرستان :
تعریف مادر زن : مادر زن اسلحه ای است انفرادی که با عیال حمل میشود و با مهمات دروغ همسایگان مسلح شده و با زخمی کردن داماد بیچاره خنک میشود . این اسلحه بدون عقب نشینی بوده و شرایط جوی به هیچ وجه در او اثر ندارد . مادر زن گاهی تک تیر و گاهی رگبار شلیک می کند . طول مادر زن بدون سر نیزه 2 متر میباشد . تعداد تیر در هر ثانیه یک میلیون فحش و ناسزا بوده و برد موثر آن ، انتقال داماد به بیمارستان و برد نهایی آن انتقال داماد به گورستان میباشد !
................غضنفر میخواسته خودکشی کنه یه تیر به مغز خودش شلیک میکنه، نیم ساعت طول می کشه تا بمیره! از همه دنیا دانشمندها جمع می‌شن که ببینید قضیه چی بوده، ‌بعد از دوسال تحقیق می‌فهمند که گلوله تو اون نیم ساعت داشته دنبال مغز یارو میگشته!!!
..............خواهرها چند نوع داداش دارند؟ 1.داداش اینترنتی تا هر وقت خواستن ازش اکانت مجانی بگیرن 2.داداش خر زور تا در مواقع لزوم حال بعضی ها را بگیره 3.داداش خوش تیپ و پول دار تا به دوستانش بگه این بی اف منه 4.داداش خر خون تا موقع امتحان براش تقلب بنویسه 5.داداش ماشین دار تا اونو به موقع سر قرار برسونه 6.داداشی که چشم دیدنشو نداره(همون داداش واقعی خودش)
.......................پندی از یک داغ دیده : هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نکن !
....................دو بار بگوزم...

‏.

‏.

‏.

بی تربیت خودتی!

‏.

‏.

‏.

دو بار بگوزم...

‏.

‏.

‏.

چقدر خنگی بابا! دو بار بگوزم میشه: زمزم!
.....به یارو میگن از چه کارتونی خوشت میاد
میگه: کارتون خرما

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

ببین کدوم یک از خصوصیت های افراد و شخصیت های مشهور به نفر قبلی میخوره؟!:



دیوید بکهام : خوش تیپ


رونالدو : چاق


علی کریمی : بیحال


روماریو : سر پیری و معرکه گیری


روبرتو کارلوس : کچل


مارادونا : استثنایی


مالدینی : وفادار


خوزه مورینیو : مغرور


علی دایی : غیر قابل پیش بینی


علی پروین : مشتی و با مرام


افشین پیروانی : با تعصب


ناصر محمد خانی : ضایع


تیموریان : نیمکت نشین


ارنستو چگوارا : انقلابی


وینستون چرچیل : موذی


الیزابت اول : بد اخلاق


ملکه ویکتوریا : خوش اخلاق


فتحعلی شاه : خنگ


مظفرالدین شاه : بی عرضه


ناصرالدین شاه : بی جنبه


انشتین : نابغه


هلن کلر : شگفت انگیز


ژاندارک : شیر زن


لئوناردو داوینچی : هنرمند


نیچه : فیلسوف


راکفلر : سرمایه دار


بروس لی : بزن بهادر


بروس ویلیس : جان سخت


آرنولد : هیکل


راکی : با جذبه


کلینت ایستوود : خونسرد


نیکول کیدمن : خوشگل


آلن دلون : خوش قیافه


شرلوک هولمز : تیز هوش


ماریا شاراپوا : خوش استیل


امینم : بی ادب


پوآرو : سیبیل قشنگ


شجریان : خوش آواز


مهران مدیری : کمدی


محمد رضا گلزار : دختر کش


پوریا پورسرخ : ژیگول


حسام نواب صفوی : فیگور متحرک


سروش صحت : جنگلی


مریم امیر جلالی : جیغ جیغو


فرزاد حسنی : سرزبون دار


رضا رشید پور : پر رو


محمود شهریاری : خوش خنده


عادل فردوسی پور : آتیش بیار معرکه


جواد خیابانی : بی استعداد


جواد یساری : با اعتماد به نفس

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

پیغام گیر فردوسی

نمی باشم امروز اندر سرای

که رسم ادب را بیارم به جای


به پیغامت ای دوست گویم جواب


چو فردا بر آید بلند آفتاب




پیغام گیر خیام


این چرخ فلک عمر مرا داد به باد

ممنون توام که کرده ای از من یاد


رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش


آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد






پیغام گیر منوچهری
از شرم به رنگ باده باشد رویم

در خانه نباشم که سلامی گویم


بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت


زان پیش که همچو برف گردد رویم




پیغام گیر مولانا
بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم

شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم


برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود


فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم




پیغام گیر بابا طاهر


تلیفون کرده ای جانم فدایت

الهی مو به قوربون صدایت


چو از صحرا بیایم نازنینم


فرستم پاسخی از دل برایت



پیغام گیر حافظ
رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام


زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور



پیغام گیر سعدی

از آوای دل انگیز تو مستم

نباشم خانه و شرمنده هستم


به پیغام تو خواهم گفت پاسخ


فلک را گر فرصتی دادی به دستم





پیغام گیر نیما


چون صداهایی که می آید

شباهنگام از جنگل


از شغالی دور


گر شنیدی بوق


بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم


در فضایی عاری از تزویر


ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه


پاسخی گیرد ز من از دره های یوش




پیغام گیر شاملو

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت

آتشی و چرخی که آفرید


تا کلید واژه ای از دور شنوا


در آن با من سخن بگو


که با همان جوابی گویم


تآنگاه که توانستن سرودی است




پیغام گیر سایه

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان

دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان


گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد


به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان






پیغام گیر فروغ

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم ..می آیم

با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار می آیم.. می آیم ..می آیم


و آستانه پر از عشق می شود


و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند


سلامی دوباره خواهم داد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه…
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم …
منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپدید میشه ...
! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه …
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه …
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتیجه : اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !
(2)
توی اتاق رختکن کلوپ گلف ، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمکت شروع میکنه به زنگ زدن.
مردی که نزدیک موبایل نشسته بود دکمه اسپیکر موبایل رو فشار میده و شروع می کنه به صحبت.
بقیه آقایون هم مشغول گوش کردن به این مکالمه میشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی کلوپ هستی؟
مرد: آره !
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم
اینجا یه کت چرمی خوشگل دیدم که فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشکالی نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشکالی نداره!
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم. یکیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی کن ماشین رو با تمام امکانات جانبی بخری !
زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه اون خونه ای رو که قبلا میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب … برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی کن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی !!!
زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی که با حسرت نگاهش میکردن میندازه و میگه: کسی نمیدونه که این موبایل مال کیه ؟!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین !!!
(3)
یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون که یه جشن کوچیک دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارک زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته کوچیک خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میکنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:
! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه .
مرد چند لحظه فکر کرد و گفت:
… این خیلی رمانتیکه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰ سال از من کوچیکتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! مرد ۹۰سالش شد !!!
نتیجه اخلاقی: مردها ممکنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!
(4)
یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!
صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه...
شوهر بر میداره به ۲۰تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن!
یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه...
خانم خونه بر میداره به ۲۰تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن که آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!!
نتیجه اخلاقی: یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری هستند !

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

رئیس به منشی :برای یک هفته سفر خارجی برنامه ریزی کنید.

منشی با همسر خود تماس میگیرد ومی گوید برای یک هفته باید با رئیس اداره به سفر خارجی بروم.

همسر منشی با معشوقه پنهانی خود تماس می گیرد : همسرم برای یک هفته به مسافرت میرود و ما می توانیم یک هفته را در کنار هم باشیم.

معشوقه با پسر بچه که او معلم خصوصی اش بود تماس میگیرد و به او می گوید یک هفته کار دارد و نمی تواند برود ...

پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد و می گوید معلم من برای یک هفته گرفتار است و ما می توانیم این هفته را باهم بگذرانیم.

پدر بزرگ و یا همان رئیس اول با منشی اش تماس می گیرد که این هفته را باید با نوه ام بگذرانم و ما نمیتوانیم به مسافرت برویم.

منشی به همسرش زنگ می زند که برای رئیسم مشکلی پیش آمده و مسافرت لغو شد.

مرد با معشوقه خود تماس می گیرد :ما نمیتوانیم این هفته با هم باشیم. مسافرت همسرم کنسل شد.

معشوقه با پسر بچه تماس می گیرد که این هفته مثل گذشته کلاسمان را ادامه میدهیم.

پسر با پدر بزرگش: معلمم این هفته کلاس را ادامه میدهد.... ببخشید و ما نمی تونیم باهم باشیم

و پدربزرگ (همان رئیس) مجددا با منشی تماس می گیرد گه دوباره برای سفر برنامه ریزی کنی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

تحقیقات نشان داده که فقط 20% مردها عقل دارند
.......
80% بقیه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟ ()

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند
بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن
ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!! ؟؟؟؟؟؟؟ ()

مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر که مامانشون می گن خوش تیپ باشن !
- اونقدر که بچه شون می گن قوی باشن !
و مهمتر از همه اینکه :
- اونقدر که زنشون شک داره دوست دختر داشته باشن !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟ ()

- بیشتر مردان موفقیت شون رو مدیون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مدیون موفقیت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟ ()

مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !
دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!! ؟؟؟؟؟ ()

- زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !
مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!! ؟؟؟؟؟ ()

فرق پیر دختر با پیر پسر:
- اولی موفق نشده ازدواج کنه
ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!! ؟؟؟ ()

- یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :
مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟ ()

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا' وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟ ()

* ازدواج مثل شهر محاصره شده است: کسانی که داخل شهرند سعی دارند ازآن خارج و آنها که خارج هستند کوشش دارند که داخل شوند!
فرانکلین ()

* تا وقتی آدم ازدواج نکرده اورا غیرکامل می خوانند، بنا براین معلوم می شود که بعد از ازدواج کار آدم تمام است!
باب هوپ ()

* مرد و زن به خاطر این ازدواج می کنند که نمی دانند خودشان باید با خودشان چه کار کنند!
آنتوان چخوف ()

* تا قبل از ازدواج فقط مرگ می تواند دو عاشق دلداده را ازهم جدا کند اما بعد از ازدواج تقریبا هرچیزی می تواند سبب جدایی آنان شود!
سامرست موام ()

* جوانان بسیار خوبی را دیده ام که لیاقت بهترین سرنوشت ها را داشتند اما تحت تاثیر حماقت ذاتی خود یکسره به سوی مجلس عقد رهسپار شدند!
میخاییل لرمانتوف ()

* مرد بی زن همیشه پیراهنش پاره است و مردد زن دار اصلا پیراهن ندارد!
" ضرب المثل ایرانی" ()

* ازدواج برای کسانی که تصور می کنند صبح روز بعد از آن ، آدم دیگری می شوند موضوعی ناامیدکننده است.
ساموئل راجرز ()

* مجردان بیشتر از متاهلین درباره زنان اطلاع دارند چون اگر نداشتند آنها هم ازدواج می کردند!
اچ.ال.منکن ()

* تاهل یک کلمه نیست، یک جمله است و تمام ایراد قضیه همین است!
دین مارتین ()

*مرد با ازدواج روی گذشته اش خط می کشد ولی زن باید روی آینده خود خط بکشد.
سینکلر لوییس ()

* مردی که درپی یک ازدواج موفق و شاد است باید دهانی بسته و حساب بانکی پر و پیمانی داشته باشد.
گروچو مارکس ()

* قبل از ازدواج، مرد قبل از خواب به حرف هایی می اندیشد که شما گفته اید اما بعد از ازدواج ، مرد قبل از این که شما حرف بزنید به خواب می رود!
هلن رولان ()

* هیچ گاه ازدواج نکردم چون سه حیوان خانگی داشتم که دقیقا نقش یک شوهر را به تناوب برایم ایفا می کردند.یک سگ داشتم که هر روز صبح غرغر می کرد.یک طوطی داشتم که تمام بعداز ظهر بدو بیراه می گفت و یک گربه که همیشه دم دمهای صبح به خانه بازمی گشت!
ماری کورلی ()

* زنان با این آرزو با مردان ازدواج می کنند که مردان تغییر کنند... که نمی کنند.
مردان با این آرزو با زنان ازدواج می کنند که زنان تغییر نکنند... که می کنند! ()

* خیلی بامزه است: هنگامی که زنان از ازدواج خود داری می کنند اسمش را می گذاریم عشق به استقلال اجتماعی اما وقتی مردان از ازدواج خودداری می کنند به آن می گوییم ترس از مسوولیت اجتماعی!
وارن فارل ()

* اگر می خواهی برای یک روز معذب باشی مهمان دعوت کن. اگر می خواهی یک سال عذاب بکشی پرنده نگه دار واگر می خواهی مادام العمر در عذاب باشی ازدواج کن!
" ضرب المثل چینی" ()

* ازدواج ، سطل آشغال احساسات است.
لرد ویول ()

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

دخترها از1230 تا 1400 (ه.ش)

سال 1230 :
(مرد):دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمیشم....
زن:آقا حالا یه غلطی کرد شما ببخشید!نا محرم که خونمون نبود.حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...!!!
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
بالاخره با صحبتهای زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.
سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ...
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فسادو بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
سال1400
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه...
-- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

قبل از ازدواج ؛ بعد از ازدواج

قبل از ازدواج

مرد: آره، دیگه نمی‌‌تونم بیش از این منتظر بمونم

زن: می‌‌خواهى من از پیشت برم؟

مرد: نه! فکرش را هم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته!

زن: آیا تا حالا به من خیانت کردی؟

مرد: نه! چرا چنین سوالى می‌‌کنی؟

زن: منو مسافرت می‌‌بری؟

مرد: مرتب!

زن: آیا منو می‌‌زنی؟

مرد: به هیچوجه! من از این آدما نیستم !

زن: می‌‌تونم بهت اعتماد کنم؟
.

.

.

: بعد از ازدواج

متن را این دفعه از پائین به بالا بخوانید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

عاقبت مسابقه آب دهان انداختن !

پلیس فرانسه روز جمعه 9 مه اعلام کرد: یک جوان 22 ساله که در یک مسابقه پرتاب آب دهان با دوستانش شرکت کرده بود به جای برنده شدن از طبقه دوم یک ساختمان در شهر گرونوبل به پایین سقوط کرد و به شدت مجروح شد!

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، پلیس فرانسه گفت : این جوان 22 ساله از بالکن یک ساختمان مسکونی روی سقف یک خودرو که در پایین بالکن پارک کرده بود سقوط کرد و از ناحیه جمجمه و ران دچار شکستگی شد و هم اکنون در بیمارستان بستری است.



دوستان این جوان که هویتش فاش نشده به پلیس گفتند: مصدوم برای اینکه آب دهانش را هرچه دورتر پرتاب کرده و در مسابقه پیروز شود ، دور خیز کرد و سپس در اتاق آپارتمان به سوی بالکن دوید اما پس از رسیده به بالکن نتوانست به موقع متوقف شود و صاف از بالکن که در طبقه دوم قرار دارد به سوی پایین شیرجه رفت!



اینهم از آخر و عاقبت مسابقه آب دهان انداختن!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

تعدادی مرد در رخت کن یک باشگاه گلف هستند
موبایل یکی از آنها زنگ می زند
مردی گوشی را بر میدارد و روی اسپیکر می گذارد و شروع به صحبت می کند
همه ساکت میشوند و به گفتگوی او با طرف مقابل گوش می دهند
مرد: بله بفرمایید
زن: سلام عزیزم منم باشگاه هستی؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توی فروشگاهم یک کت چرمی خیلی شیک دیدم فقط هزار دلاره میشه بخرم؟
مرد: آره اگه خیلی خوشت اومده بخر
زن:می دونی از کنار نمایشگاه ماشین هم که رد میشدم دیدم اون مرسدس بنزی که خیلی دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خیلی دلم میخواد یکی از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با این قیمتی که داره باید مطمئن بشی که همه چیزش رو به راهه
زن: آخ مرسی یه چیز دیگه هم مونده اون خونه ای که پارسال ازش خوشم میومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه میتونی بخرش
زن: باشه بعدا میبینمت خیلی دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشی را قطع میکند مرد های دیگر با تعجب مات و مبهوت به او خیره میشوند
بعد مرد می پرسد: این گوشی مال کیه؟؟؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

دختری در حال دادن آدرس آپارتمان خود به دوست پسرش بود.

دختر گفت: بیا جلوی آپارتمانی که من در اون زندگی می کنم و واحد شماره ۱۴A را پیدا کن. سپس با آرنجت دکمه ۱۴A را فشار بده. اومدی داخل آسانسور سمت راستت هست. با آرنجت شماره ۱۴ رو فشار بده. وقتی از آسانسور اومدی بیرون آپارتمان من سمت چپ قرار داره. با آرنجت زنگ درو بزن. من درو برات باز می کنم.

دوست پسرش گفت؛ عزیزم آدرس سر راست بود ولی چرا من باید کارام از آرنجم استفاده کنم؟

دختر گفت؛ خدای من، تو که نمی خوای دست خالی بیای! می خوای؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

تست
روانشناسی


با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.
مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.



۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:

الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴


۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!

الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳



۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!


الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶



۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶



۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟

الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸



۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟

الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸




۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟


الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰



۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟

الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴

۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟

الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱

۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟


الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳




پاسخ تست:


شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.

شخصیت نوع دو؛
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.

شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.

شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی : پس مکانیکه میدونه که با ...
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها...
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده...
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک الکتریسین: خوب حالا روشنش کن...
آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...
آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بیخطره؟
آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...
آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...
آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...
آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...
آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد...
آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!
آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر تقدم با منه!
آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه...
آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره...
آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم...
آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...
آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند...
آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی : پس مکانیکه میدونه که با ...
آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است...
آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها...
آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری...
آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده...
آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم...
آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره...
آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم...
آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز : گفتی تا چند بشمرم؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 


آقایان در سن 14 تا 17 سال مانند کشور کره شمالی هستند:قدرتی ندارند ولی مانند این کشور ادعای قدرت و سرکشی می کنند


در سن 18 تا 19سالگى، مثل هندوستان هستند: برای زندگی کردن 4راه پیش روی خود میبینند یا کنکور و قبولی یا سربازی به عبارت بهتر(آشخوری)یا بیشتر مواقع عاشق مdشن و تا صبح واسه عشقشون شعر میگن و یا پایان زندگی و مرگ


در سن 20 تا 27 سالگى، مانند کانادا هستند: بسیار خون گرم و مهربان اوج جوانی، زیبا و دلربا، برای هر دختری خیلی زود ویزای پزیرش صادر میکنند..در این دوران در تمام مدت از طرف جنس مخالف زیر نظر هستن و برایشان دامهای زیادی گسترانده شده است


بین سن27 تا 32 سالگى، مانند ترکیه هستند: بدین معنا که در دام گرفتار شده اند و فقط به حرف رئیس بزرگ که همان خانومشان باشد گوش میدهند...پر از عشق


در سن 32 تا 40 سالگى، مثل ژاپن هستند: کاملا کاری شده اند..آینده روشن را در فعالیت شبانه روزی میبینند


بین 40 تا 50 سالگى، مانند روسیه هستند: بسیار پهناور، آرام و بسیار قدرتمند در جامعه و به عنوان راهنما و حلال مشکلات


در سن50 تا 65 سالگى، مانند کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق: با یک گذشته ى درخشان و بدون آینده


بعد از 65 سالگى، شبیه عربستان هستند: همگان فقط به خاطر مال و ثروت به آنها احترام می گذارند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

این طالع بینی با توجه به مقدار بنزین مصرفی یک فرد در دوره های ابتدایی ، وسطی و آخرین هر زمان های سهمیه بندی افراد را تحلیل می کند.



گروه الف)

افراد این گروه کسانی هستند که سهمیه ی بنزین خود را در یک سوم ابتدایی دوره سهمیه بندی مصرف می کنند . این گونه افراد که بیشتر متولدین مرداد و دی و خرداد در این گروه قرار میگیرند ذهن شیک و با کلاسی دارند که باعث میشود زندگی آنها نیز شیک و با کلاس شود.

این افراد بهترین گزینه برای زمانی هستند که شما کارت سوخت خود را همراه ندارید ! به راحتی سهمیه بنزین خود را در اختیار شما قرار میدهند و حتی اگر دلیل قانع کننده ای داشته باشید خوش حال هم میشوند .

صفات برجسته ی افراد گروه الف، اجتماعی ، خوش مشرب ، معتقد می باشد .



روابط کاری افراد گروه الف :

دو فرد در گروه الف در تجارت با یکدیگر به شدت مواجه با خطر هستند ، این گونه تعاملات بیشتر با شکست مواجه میشود ولی در صورت پیروزی می تواند از شیرین ترین پیروزی ها باشد که سود هر دو طرف بیش از آنچه تصور میشد خواهد بود.



روابط عشقی :

دو فرد از این گروه می توانند رابطه ی دوستی بسیار عالی داشته باشند و به عنوان دو دوست سال ها با هم در ارتباط باشند ، ولی در مسئله ی ازدواج در صورتی که درآمدی ثابت و ماهیانه نداشته باشند به زودی با مشکلات زیادی مواجه میشند.







گروه ب)

افراد این گروه کسانی هستند که در یک سوم میانی دوره سهمیه بندی بیشترین مقدار مصرف بنزین را دارند. این افراد که بیشتر متولدین اردیبهشت و بهمن می باشند اکثرا دارای هوش متوسط رو به بالا هستند که تمایل به داشتن شغل آزاد مانند مغازه داری ، نجاری و ... دارند.

در صورتی که از ایشان درخواست چند لیتر بنزین کنید از شما درغ نخواهد کرد ولی اگر این کار را تکرار کنید یک روز به طور کامل با شما قطع ارتباط خواهند کرد و جواب شلام شما را هم با لنگه کفش میدهند.

لباسهای مورد علاقه این افراد معمولا لباسهای ساده با رنگ های تیره – که کمتر جلب توجه میکند – پلیورهای گرم ، و کاپشن های سبک بهاره می باشد که هم در فصل پاییز و بهار آنها را با این لباس ها میبینید و هم در زمستان .

افرادی خود دار ، مطین (متین) ، آرام ، مفید که سعی میکنند با بزرگی و ابهت خود مرکز توجه دیگران باشند.



روابط کاری گروه ب)

در تجارت این دسته از افراد با هم کمتر پیش می آید که به نتیجه ای که برای آن نقشه کشیده بودند برسند شاید شرایطس پیش بیاید که نتیجه بهتر از پیشبینی ها باشد ولی اکثرا چنین نیست و نتایج بدست آمده راضی کننده نخواهند بود.

روابط کاری این افراد با افراد گروه الف به هیچ وجه توصیه نمی شود . چون شوق و اشتیاق آنان هیچ وقت همسان نخواهد بود .



روابط عشقی :

دو فرد از این گروه میتوانند سال ها با هم به خوبی زندگی کنند ، البته به این شرط که زندگی را شروع کنند ! افراد این گروه عمدتا دیر ازدواج میکنند ولی موفق خواهند بود .

مرد گروه ب با زن گروه الف میتوانند زوج خوبی باشند البته اگر دیر بچه دار شوند و یا اگر زود بچه دار شدند مرد برای بدست آوردن پول بیشتر برای اداره زندگی اظافه کاری کند ! توضیح آنچه گفته شد بسیار طولانی است و در حد و نیاز این طالع بینی نیست . اگر یکی از دو شرطی که برای موفقیت این زوج – در رابطه با بچه- گفته شد رعایت نشود ، طرفین باید تعقل و تفکر بیشتری را برای نگه داشتن زندگی خود به خرج دهند.



زن گروه ب با مرد گروه الف نیز میتوانند زندگی موفقی داشته باشند ، یک زندگی ایده آل ، آرام ، که می تواند حسادت خیلی ها را بر انگیزد ، ولی به آن خوبی که از بیرون دیده میشود نیست .







گروه ج)

این گروه افرادی هستند که بیشتر سهمیه بنزین خود را در یک سوم پایانی دوره مصرف میکنند.

این افراد که بیشتر متولدین شهریور و مهر را می توان در این گروه جای داد ، به هیچ وجه فزول نیستند ، و نباید حرکت های متهورانه ای از این گونه افراد انتظار داشت . اگر از ایشان در خواست کنید که کارت سوختشان را در اختیار شما قرار دهند بی وقفه این کار را انجام میدهند ولی به هیچ وجه از کار خود و در خواست شما رضایت نخواهند داشت . شاید در آخر دوره سهمیه بندی در صورت اضافه آمد سهمیه بنزینشان این کار شما را فراموش کنند ولی سعی کنید حد خود را نگه دارید و این کار را نکنید.



روابط کاری گروه ج)

اگر شریکی از گروه ج دارید به راحتی به او اعتماد کنید و منابع را در اختیار او قرار دهید آنها را حدر نمیدهد.

ولی خودتان برای شرکت در مناقصه ها بروید .

اگر برای چنین فردی کار میکنید خواهید دید که برای خرید آهن آلات و اشیاء قابل لمس بسیار راحت تر از نرم افزار و اشیاء غیر قابل لمس پول میدهند پول دادن بابت چیزی که نمی بینند برایشان غیر قابل تحمل است پس اگر قرار است برای چنین فردی نرم افزاری تهیه کنید ،تا پول فاز قبلی را نگرفتید فاز بعدی را شروع نکنید که از کیسه یتان خواهد رفت ...



روابط عشقی :

بیشتر با عقل عاشق میشوند تا با دل ، در سن بالا ازدواج میکنند و بنیان خانواده ی خود را محکم پایه ریزی میکنند. پدر خوبی نیست ولی فرزندان بسیار خوبی خواهد داشت ، زیرا آنها را لوس نمیکند و همین باعث می شود که او را دوست بدارند ، این قانون طبیعت است !

ازدواج دو فرد از این گروه می تواند آغاز یک سلسله ی فامیلی قوی باشد .

رابطه ی افراد گروه ج با گروه ب :

در مورد رابطه ی افراد گروه ج با افراد گروه ب چیز خاصی نمیتوان گفت آغاز زندگی ایشان با تفاهم خواهد بود و با اندگی گذشت که خودشان هم متوجه آن نمی شوند زندگی معمولی را دنبال خواهد کرد . احتمال جدا شدن آنها کم است ولی وجود دارد ولی حتی پس از طلاق هم با هم دوست خواهند ماند .

رابطه ی افراد گروه ج با گروه الف :

اگر قرار بر ازدواج است ، وجود دوران نامزدی برای چنین رابطه ای بسیار مهم است و به شدت توصیه میشود که حد اقل چند ماه را به صورت نامزد در کنار هم باشند.

فرد گروه الف می تواند به این ارتباط گرمی دهد ولی با سردی فرد گروه ج بر خورد میکند . این میتواند بسیار خطر ناک باشد و جدایی زودرس را وعده دهد ! و وای بر روزی که فرد گروه ج متولد ماه شهریور و یال بز باشد. اگر فرد گروه ج متولد ماه مهر و سال مار باشد اندکی این رابطه وضع بهتری پیدا میکند ولی باز هم رابطه ی محکمی نخواهد بود.





گروه (د)

این گروه افرادی هستند که آنقدر سهمیه خود را مصرف نمیکنند تا آخر دوره همه آن میسوزد . در مورد این افراد فقط میتوان گفت که باید از ایشان دوری کرد. هیچ گاه مامور خرید را چنین فردی قرار ندهید زیرا همیشه ناراضی خواهدی بود.

البته احتمال دارد نگذارند که سهمیه سوختشان بسوزد و آن را بفروشند که این نیز بسیار ناشایست است !







گروه (ه)

این گروه را افرادی تشکیل میدهند که به طور متناسب در کل طول دوره و بنا بر نیاز خود سهمیه سوخت خود را مصرف میکنند و از استرس های بیجا بدورند و بدون ترس و واهمه از آنچه پیش خواهد آمد زندگی خواهند کرد. هر گونه ارتباط با این گونه افراد شدیدا توصیه میشود.

آنچه در مورد افراد این گروه بیش از همه جالب توجه است این است که به شدت کمیاب و غیر قابل دسترس هستند در بین جمعیت میلیونی تهران تعدادی انگشت شمار بیش دیده نشده اند ...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

مسوولان گردشگری در چین درصدد سرمایه گذاری برای جلب گردشگران بیشتر با ایجاد نخستین شهر زنان جهان هستند جایی که مردان برای نافرمانی مجازات خواهند شد!
به گزارش رویترز از پکن ، روستای 2.3 کیلومتر مربعی لونگ شویهو، در ناحیه شوآنگ کیائو شهر چانگ کینگ، معروف به شهر زنان، بر اساس مفهوم سنتی محلی "زنان حکومت می کنند و مردان اطاعت" ساخته شده است.
یک مقام گردشگری چین گفت زنان سنتی در این مناطق سلطه دارند و مردان مجبورند فرمانبردار باشند و ما حالا از این امر برای جذب گردشگران استفاده می کنیم.
به گفته مقام فوق اداره گردشگری در نظر دارد بین 200 میلیون یوآن (26 میلیون دلار) و 300 میلیون یوآن برای ساختن تاسیسات ، جاده ها و ساختمان های این شهر هزینه کند و برای این کار از سرمایه گذاران داخلی و خارجی استقبال می کند.
شعار شهر جدید این است: زنان هرگز اشتباه نمی کنند و مردان هرگز نمی توانند درخواست های زنان را نادیده بگیرند!!!

انتظار می رود اجرای این طرح که از پایان 2005 شروع شد 3 تا 5 سال طول بکشد.
وقتی گروه های گردشگران وارد این شهر شوند زنان گردشگر هنگام خرید یا انتخاب محل اقامت حرف اول را خواهند زد و مردی که فرمانبردار نباشد با اجبار به زانو زدن یا شستن ظروف در رستوران مجازات خواهد شد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

1- یه نفر را که اصلاً نمی شناسید از توی تاکسی، خیابون و یا حتی دانشگاه نشون کنید و به هر دلیل مزخرفی هم که شده عاشقش شوید.بعد هم بلافاصله باید یک شکست عشقی بخورید(جزئیاتش با خودتان)

2- تا یک هفته نه حمام بروید، نه موهایتان را شانه بزنید، نه غذا بخورید و نه حتی مسواک بزنید.از تلویزیون هم فقط شبکه چهار را تماشا کنید.یکی دوتا غزل و شعر هم محض احتیاط حفظ کنید، بد نیست.

3- خانواده ی شما متوجه تغییر حالت شما می شوند و کم کم شروع به معرفی انواع و اقسام دخترهای دم بختی که توی فامیل و در و همسایه می شناسند به شما می کنند.

4- نکته ی مهم در اینجا این است که علی رغم میل باطنیتان !! شما فقط مجبور به ازدواج با یکی از اینهمه مورد خوب هستید، پس سعی کنید خوب انتخاب کنید.

5- برای تشریفات هم که شده یکی دوتا ملاک انتخاب همسر برای خودتان در نظر بگیرید. ازجمله:قد، وزن، وضع مالی خانواده و . . .

6- ملاک های اخلاقی را از بیخ بی خیال شوید. چون اگر طرف دختر خوبی باشد که هیچی دیگه، خیلی خوبه. و اگر دختره، دختر بد و قالتاقی باشد، بخواهید و نخواهید یا کلاهتان را برمی دارد و یا نهایتاً یک کلاه گشاد سرتان می گذارد. پس همان بهتر که وقتتان را بیخود صرف این مسائل نکنید.

6- از همان ابتدا به فکر پایان کار و سهم الارث همسر آینده تان باشید. خانواده های کم جمعیت را در اولویت قرار بدهید. اگر که خانواده همسر آینده تان، پسر نداشته باشد، مطمئن باشید که پس از 120 سال نونتان توی روغن است.

7- یک دست جوراب تمیز، خوشبو و لزوماً بدون سوراخ برای روز خواستگاری کنار بگذارید.

8-خرید گل و شیرینی برای مجلس خواستگاری هیچ لزومی ندارد. اصلاً مگر پول علف خرس است؟ تازه هنوز که هیچ چیز معلوم نیست. اگر قرار باشد هفته ای هفت روز و روزی دو سه جا خواستگاری بروید که دیگه چیزی ته جیبتان باقی نمی ماند.

9- اصولاً خواستگاری درمان خوبی برای سوءتغذیه است. خجالت را کنار گذاشته و در مجلس خواستگاری تا می توانید دلی از عزا در بیاورید. اول از میوه های کمیاب و گران قیمت آغاز کنید. مایعات و نوشیدنی ها را در پایان مجلس بنوشید تا دچار مشکل نشوید.

10- به بهانه دستشویی رفتن تمام خانه همسر آینده ی احتمالیتان را بررسی و متر کنید. اگر قرار است داماد سرخانه شوید، نوساز بودن خانه را از یاد نبرید.

11- اگر در همان نگاه اول از دختر مورد نظر خوشتان نیامد، همان لحظه ابراز نکنید. بعد از رفع مشکل سوءتغذیه، موضوع را با مادرتان در میان گذاشته و زحمت را کم کنید.

12- مراقب آهنگ زنگ موبایلتان باشید. اینی که الان هست، مجاز نیست. عوضش کنید.

13- از آنجایی که مجبورید کت و شلوار بپوشید و مثل دوش حموم همینطور شُرشُر ازتون عرق بریزد، خواستگاری رفتن های مکرر و مداوم کمک شایانی به کاهش وزنتان می کند.

14- در مجلس خواستگاری همه ی نگاه ها زوم شده روی شما، پس کاری با دماغتان نداشته باشید.

15- صداقت و راستگویی کجا، مجلس خواستگاری کجا! تا می توانید دروغ بگویید. بعد از ازدواج آنقدر فرصت هست که با یک شاخه گل هزارتومنی، همه چیز را از دل همسرتان در بیاورید.

16- اگر به دل هم نشستید و از هم خوشتان آمد، و همه ی چیزها همانطوری بود که شما می خواستید، خیلی معطلش نکنید. هرچی مهریه خواستند بدهید. اصلاً کی داده و کی گرفته؟ اگر هم یک روز تصمیم به طلاق دادن گرفتید، می توانید همسرتان را تا سر حد گفتن جمله ی زیبای " مهرم حلال، جونم آزاد " شکنجه روحی و روانی و جسمی بدهید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

برزیل:
یک شَلَخَک کامل. دیوانه خودنمایی. تا لنگ ظهر می خوابد. بمیرد هم نمی فهمد پشتکار یعنی چه. شاید به زور یک دست کت و شلوار داشته باشد. اگر یک هفته گل کوچیک بازی نکند تلف می شود.

هلند:
برزیلی تحت ویندوز. صبح ها به زور بلند می شود. همیشه سعی می کند مودب حرف بزند، اما کافی است کمی انگولکش کنید تا دهنش را باز کند. عاشق فوتسال است.

آمریکا
هر شب خواب گرین کارت می بیند. رفیق فابریک برت لنکستر و حسن پپه. در سیاست به نظم نوین جهانی معتقد است. حالش از فوتبال به هم می خورد.


انگلیس:
عاشق اصالت است. می تواند یک عمر کار تکراری بکند. جان می دهد برای کارمند شدن.سنش هر چه قدر باشد احساس می کند خیلی قدیمی است. بوی خاک می دهد. کتاب تاریخی زیاد می خواند. تبصره: طرفداران دیویدبکام حتماً بخش ایتالیا را نیز مطالعه کنند.
ایتالیا:
حس زیبایی شناسیش بیداد می کند. عاشق محمدرضا گلزار و بهرام رادان است. برای پذیرایی از او فقط به آب پرتقال فکر کنید. هنگام دیدن بازی ترشح بزاقش زیاد می شود. اگر می خواهید سربه سرش بگذارید آخر بازی بپرسید توپ یا لباس داور چه رنگی بود یا بازی چند چند شد؟ شک نکنید که ندیده. اگر پسر باشد شغل اولش دختربازی است.


فرانسه:
یا خودش یا کس و کارش بعد از قطعنامه حسابی پولدار شده اند. نوکیسه تمام عیار. هنوز معنی لغت ملیت را نفهمیده. فکر می کند زیدان نوه لویی شانزدهم و جبرییل سیسه از نسل سن پاتریک است. همیشه تاریخ تجدید می شده. مصداق بارز مثل "من آنم که رستم بود پهلوان!" است.


پرتغال:
از جواد بازی بیزار است وگرنه طرفدار برزیل می شد. حجم احساساتش آدم را می کشد. خودت را بکشی هم نمی فهمد که چیزی از فوتبال نمی فهمد! بچگی زیاد سر کوچه می ایستاده و الان پشیمان است. بدترین تنبیه برایش این است که یادآوری کنی سلیقه اش با جواد خیابانی یکی است!

نیجریه:
به نظرش مرد کشتی می گیرد، فوتبال بازی نمی کند. دست خیر دارد. صدقه و نذری زیاد می دهد. غیر از فوتبال با کشتی کچ هم حال می کند. اگر 40 سال زودتر به دنیا می آمد حتماً کمونیست می شد. فصل بعددر فوتبا ل ایران عاشق شیرین فراز کرمانشاه میشود
ژاپن:
همیشه جلوی پای بزرگتر بلند می شود. منتظر است هضم کن برقی هم اختراع شود. سه چیزی که دوست دارد چشم درشت، سریال فوتبالیست ها و فیلم سامورایی است. سربه سرش نگذارید، احتمالاً کامپیوتر زیاد بازی کرده.

آلمان:
تشنه قدرت. یک جور حال به هم زنی تمیز و مرتب است. جنبه شکست ندارد. مثل ساعت دقیق است. دستش برسد برای خواب دیدن هم برنامه ریزی می کند. همیشه تا آخرین لحظه امیدوار است. برزگترین آرزویش این است که بنز بخرد. اگر پرسپولیسی باشد احتمالاً حسرت می خورد کاش علی پروین هم مثل بکن باور 4 کلاس سواد داشت.

عربستان:
شعار زندگیش " هدف وسیله را توجیه می کند" است. خدا همه سهم او را از درک زیبایی به یک طرفدار ایتالیا بخشیده. تنها نوع زیبایی که می فهمد رقص عربی است. عاشق لحظه ای است که تیمش یک گل جلو است و بازی 10 دقیقه تعطیل می شود تا نعش کش را بیاورند داخل زمین. زود به زود دبی لازم میشود.

کلمبیا:
اهل عمل است. باجنس خوب بیشتر صفا می کند. همه رقم خلاف را پایه است. اگر مو داشته باشد حتماً بلندش می کند. هیچ تعجبی ندارد اگر جلوی دخترمورد علاقه اش در خیابان بالانس قدرتی بزند.
آرژانتین:
در انتخابات به مارادونا رای می دهد. وسط بازی این قدر خاطره تعریف می کند که سر همه را می برد. کلاً زیاد حرف می زند. شخصیت پیچیده و "موزماری" دارد. معمولاً با همه چیز مخالف است. بیشتر فوتبال می بیند تا بازی کند.

اسپانیا:
خودآزاری مزمن دارد. داریوش زیاد گوش می کند. احتمالاً در عشق شکست خورده است. اهل کری خواندن نیست. با گیتار از خود بی خود می شود. اگررائول گونزالس نباشد فوتبال و منچ با هم زیاد برایش فرقی نمی کنند.

روسیه:
هنوز سبیل می گذارد و گورکی می خواند. 20 سال است که حالش خیلی بد است اما خدا را شکر درآمدش خوب شده. به تز و سنتز و آنتی تز و فتوسنتز در فوتبال معتقد است. دلش برای ماتریالیسم دیالکتیک لک زده. به نظرش فوتبال مظهر بورژوازی فاسد است.

ایران:
عاشق رعایت قانون توسط دیگران است. به غر زدن اعتیاد دارد. طرفدار بودنش بستگی به این دارد که تیم ببرد یا ببازد. می خواهد 2500 سال را در 90 دقیقه تلافی کند. همه چیز را به سیاست ربط می دهد. کلاً اعصابش را از سر راه آورده. وقتی فوتبال نگاه می کند بچه هارا از اتاق بفرستید بیرون بهتر است. معمولاً آخر بازی فحش کم میاورد.


خب حالا کدومش بودید؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

سلام؛ آغاز هفته خوشی داشته باشید( آزار دهید و لذت ببرید!!؟!!)(زیر 18 سال ممنوع!)

راه ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگه هایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!
راه ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زودتر راه بیفتن!
راه ۳: وقتی می خواین برین دست به آب ، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین!
راه ۴: وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین!
راه ۵: کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون ، به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنین!
راه ۶: همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین!
راه ۷: جدول نیمه تمام دوستتون رو حل کنین!
راه ۸: توی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنین!
راه ۹: وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستن مرتب کانال رو عوض کنین!
راه ۱۰: از بستنی فروشی بخواین که اسم ۵۴ نوع از بستنی ها رو براتون بگه!
راه ۱۱: در یک جمع ، سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین!
راه ۱۲: به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین!
راه ۱۳: وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین!
راه ۱۴: وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین!
راه ۱۵: موقع ناهار توی یک جمع ، جزئیات تهوع و گلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین!
راه ۱۶: ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین!
راه ۱۷: بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاش رو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچکدوم جالب نیست و سریع خارج بشین!
راه ۱۸: شمعهای کیک تولد دیگران رو فوت کنین!
راه ۱۹: اگه سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین!
راه ۲۰: وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته!
راه ۲۱: صابون رو همیشه کف وان حمام جا بذارین!
راه ۲۲: روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین!
راه ۲۳: وقتی دوستتون رو بعد از یه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده!
راه ۲۴: وقتی کسی در یک جمع جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود!
راه ۲۵: چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین!
راه ۲۶: بادکنک بچه ها رو بترکونین!
راه ۲۷: مرتب اشتباهات لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بخندین!
راه ۲۸: وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه می کنه بهش بگین که موی بلند بیشتر بهش میاد!
راه ۲۹: بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین!
راه ۳۰: کلید آپارتمان طبقه ۱۳ تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره!
راه ۳۱: ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین!
راه ۳۲: توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین!
راه ۳۳: هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! البته توی دستکش دوستتون بهتره!
راه ۳۴: حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین!
راه ۳۵: نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین!
راه ۳۶: دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین!
راه ۳۷: عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین!
راه ۳۸: پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین!
راه ۳۹: با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین!
راه ۴۰: شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین!
راه ۴۱: موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین!
راه ۴۲: توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین!
راه ۴۳: شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین!
راه ۴۴: توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین!
راه ۴۵: توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین!
راه ۴۶: جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین!
راه ۴۷: یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین!
راه ۴۸: توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه!
راه ۴۹: چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین!
راه ۵۰: ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین!

53 .وقتی به دستشویی میروید دمپایی ها را پر از آب کنید .....
54 . شیر آب داغ را تا آخر بازکنید ا نفر بعدی که آب سرد را باز میکند دستش بسوزد .
55 . شیر آب را تا میتوانید سفت کنید .
56 . وقتی موتور میرانید و یک نفر هم ترک شما سوار شده ، مرتب خاکستر سیگار را بتکانید .
57. وقتی میرین سر قرار با دوست دخترتون تمام مدت توجهتون به دخترایی باشه که اون دور و ور هستن ;-)
58. بازم در مورد : سعی کنید با شور و هیجان در مورد دوست دخترهای فبلیتون حرف بزنید و از خوبی های اونا و کارهایی که براتون کردن حرف بزنید:قثط یه نکته : من در قبال مشکلاتی و ضرب و شتم هایی که بعد از این کارا ممکنه پیش بیاد هیچ گونه مسئولیتی  ندارم.
59: دائما تو خونه و آپارتمان با کفش گلی راه برید
60:صدای تلویزیونو تا ته زیاد کنین و بعد خاموش کنین باقیشو که میدونید؟
61: دستمال توالتو تموم کنین!
62: مسواک کس دیگرو بر دارید و یه جوری کثیفش کنین که بار بعد خواست فکر کنه کسی ازش استفاده کرده!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

توی ژاپن

عشق جوان دومی نسبت به دختر محبوبش متاثر میشه و خودکشی می کنه! جوان دومی هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگین میشه که خودکشی می کنه! بعدش برای دختر ژاپنی هم چاره ای جز خودکشی نیست!



توی اسپانیا
مرد اولی توی دوئل ، مرد دومی رو از پای در میاره و با زن محبوبش به آمریکای جنوبی فرار می کنن!

توی انگلستان
دو تا عاشق با کمال خونسردی حل قضیه رو به یه شرط بندی توی مسابقه ء اسب سواری موکول می کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون میشه!

توی فرانسه
خیلی کم کار به جاهای باریک می کشه! دو تا مرد با همدیگه توافق می کنن که خانم مدتی مال اولی و مدتی مال دومی باشه!

توی استرالیا
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره می کنن! این مشاجره اونقدر طول می کشه تا یکی از طرفین پیر بشه و بمیره ، یا از یه مرضی بمیره! اونوقت اونکه زنده مونده با خیال راحت به مقصودش می رسه!

توی قفقاز
جوان اولی دختر محبوب رو بر می داره و فرار می کنه! دومی هم دختر رو از چنگ اولی می دزده و پا به فرار می ذاره! باز اولی همین کار رو می کنه و این ماجرا دائما« تکرار میشه!

توی نروژ
معشوقه ء دو مرد برای اینکه به جدال و دعوای اونها خاتمه بده خودشو از بالای ساختمون مرتفعی میندازه پایین و غائله ختم میشه!

توی آفریقا
قضیه خیلی ساده ست و جای اختلاف نیست! دو تا مرد ، زنی رو که می خوان عقد می کنن و علاده بر اون ، بیست تا زن دیگه هم می گیرن!

توی مکزیک
کار به زد و خورد خونینی می کشه و یکی از طرفین کشته میشه! ولی بعدش اونکه رقیبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد میشه و دخترک بی شوهر می مونه!

توی آمریکا
حل قضیه بستگی به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج می کنه!

توی ایران
فقط پول موضوع رو حل می کنه! پدر و مادر دختر می شینن با همدیگه مشورت می کنن و خواستگاری که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب می کنن! عاشق شکست خورده اگه توی عشقش جدی باشه یا باید خودشو بکشه یا رقیب رو از میدون به در کنه یا افسردگی می گیره و ...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

فروردین:آخ آخ چه طالعی داری این ماه,کف دستت نوشته که طالعت نحس شده واسه ی اینکه از نحسی بیاد بیرون سه شنبه ساعت 3 نصفه شب یه لیوان آب بردار 10 بار دور سرت بچرخون بعد عربده بکش تا جایی که جون داری
بعد از این کار باید لیوان آب رو بریزی روی اولین کسی میبینی
اینجوری همه ی غم وغصه هات تموم میشه و به راحتی میرسی
اردیبهشت:این افراد آدمهای بسیار کنجکاوی هستند تو هر چیزی کنجکاوی می کنند اگه جلوشون اسلحه بکشی میگن آقا اسلحت اسمش چیه و چند خریدی
یکی نیست بهشون بگه آخه برادر من تو الان محکوم به مرگی دیگه چی کار داری به قیمت اسلحه و....
خرداد:این افراد آدمای بی خیالی هستن.دنیا رو آب ببره اینا رو خواب میبره.کلا به چیزی زیاد پایبند نیستن.
اینا رو برای اینکه خوب بشناسی فقط کافیه یه همکار خردادی داشته باشی تا درست قلقشون دستت بیاد
تیر: چی بگوییم , این افراد 100% رومانتیک و خیالباف هستند همه چیزشون دور محور احساس میگرده , اگه بزنیشون عاطفی میزننت اگه بهشون فحش بدی حرفهای رمانتیک تحویلت میدن خلاصه آخر رومانتیکان دیگه...
مرداد:این متولدین آدمای عجیبی هستن
.آدمایی هستن معمولا جدی
گاهی شوخی
گاهی با نمک
گاهی کم نمک
گاهی شور
گاهی بی نمک
گاهی ترش گاهی تلخ گاهی شیرین گاهی ملس و .....انواع مزه ها
شهریور: آقا این شهریوریها بیشتر از خردادیها بی خیالن همش تو فکر تیپ و سرو وضعشونن
دایم باید بهشون بگی که لباسات شیکه بسه دیگه نمی خواد هر چی میبینی می خری
در ضمن آدمای به شدت رفیق باز هستن که هرچی هم رفیقاشون سرشون کلاه بذارن باز دم از معرفت و دوستی میزنن در کل آدمای ساده لوحی هستن.....
مهر:این آدما رو خدایی ما نمیشناسیم که بخوایم راجع بهشون فال تفسیر کنیم فقط میدونیم که مهر ماهی ها بچه های خوبین(الکی)( چون ما تا حالا زیاد با مهریها برخورد نداشتیم)
آبان:این متولدین که هر چی بگیم ازشون باز یه جای کار می لنگه
معمولا آدمای سرسختی هستن برای اینکه درست بشناسیشون فقط باید باهاشون دوست باشی(که بر خلاف مهر ماه ما آبانی زیاد دیدیم دور و برمون)یه جمع بندیه کلی به ما میگه که این متولدین یه جورایی لجباز به نظر میرسن(شایدم نرسن ما کلی میگیم)
آذر:این ماه که دیگه اخرشه, فقط باید در بری از دستشون چون به شدت آدمای رکی هستن تو جمع یه حرفی یهو بهت میزنن که دیگه تا آخر مجلس روت نمیشه سرتو بگیری بالا(اون وقت همه فکر میکنن وای این چه بچه ی خوبیه سرشو از رو زمین بلند نمیکنه(هاهاها)
دی:این متولدین به شدت آدمای ساده و رمانتیکی هستن زود گول میخورن و باید همه جوره هواشونو داشته باشی تا یه وقت کسی سرشون کلاه نذاره(اینم برمیگرده به بیش از حد ساده بودنشون)ولی با اینحال ادمای باهوشی هستن که اکثر اوقات میدونن باید چی کار کنن
بهمن:این متولدین هم برای ما نا شناخته هستن ولی ما سعی میکنیم که دستشون رو با دقت ببینیم بلکه یه چیزایی دستگیرمون بشه
این متولدین یه جورایی آدمای لجبازی هستند اونم به شدت(خدا به دوستاشون رحم کنه)
حس کنجکاویه بالایی دارن ولی نشون نمیدن
در برخورد اول به نظر میرسه که با شما 100% موافق هستند ولی برخوردای بعد شما رو از این اشتباه به کلی در میاره
اسفند:این متولدین بچه های خوبی هستن ولی کمی تا قسمتی بعضی وقتا آدمای خود خواهی میشن
معمولا ادمای شوخ طبعی هستن ولی گاهی هم قضیه بر عکس میشه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتن و شوهری برای خود می گرفتن.
شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگه نمی توانست به طبقه قبل برگردد.
روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتن در طبقه اول نوشته بود این مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند؟
در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند. دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوریه؟
طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا و درکار خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره؟
طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی، چهرهای زیبا، در کار خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند. دختر: وای چه قرد خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه؟ پس رفتن به طبقه پنجم.
طبقه پنجم: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از اینکه به مرکز ما آمدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

عروس عادی: با اجازه بزرگترها بله (این اصولا مثل بچه آدم بله رو میگه و قال قضیه رو میکنه.)

عروس لوس: بع..........له!



عروس زیادی مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دایی جون، عمه جون،...، زن عمو کوچیکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسی خانوم جون ، ... ، ... (این عروس خانوم آخر هم یادش میره بگه بله واسه همین دوباره از اول شروع میکنه به اجازه گرفتن ... !)


عروس خارج رفته: با پرمیشن گریت ترهای فمیلی ... اُ یس


عروس خجالتی: اوهوم


عروس پاچه ورمالیده: به کوری چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فامیل این بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعیت داماد کاملا قابل پیش بینی است)


عروس هنرمند: با اجازه تمامی اساتیدم، استاد رخشان بنی اعتماد، استاد مسعود کیمیایی، ...، اساتید برجسته تاتر، استاد رفیعی، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجی ، شیر علی قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلین مونرو، مرحوم مارلین دیتریش، مرحوم مغفور گری گوری پک و ... آری می پذیرم که به پای این اتللوی خبیث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...


عروس داش مشتی: با اجزه بروبکس مُجلی نیست من که پایه ام ...(این خیلی خیلی با حاله)


عروس زیادی مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین ... اعوذ با... من شیطان رجیم یس و القرآن الحکیم .... الی آخر .... ( و در آخر ) نعم


عروس فمنیست: یعنی چی؟! چه معنی داره همش ما بگیم بله ... چقدر زن باید تو سری خور باشه چرا همش از ما سؤال می پرسن ! ... یه بار هم از این مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسین ... (اصولا این قوم فمنیست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و یه چیزی ازشون بپرسن ... فقط باید زد تو سرشون و بهشون گفت همینه که هست می خوای بخواه نمی خوای هم به درک

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

لایحه پیشنهادی آنی جهت حمایت از خانواده


راستش ما دیدیم مجلس خیلی وقت است دارد با دو واژه «ازدواج مجدد» و «ازدواج موقت» بازی می کند و توی سر خودش می زند تا بگوید من به فکر حمایت از خانواده هستم. کسی هم نمی گوید این چه جور حمایتی است که فقط دو جور ازدواج خشک و خالی را در برمی گیرد، تازه همان دو تا را هم مدت هاست زورش نمی رسد تصویب کند

انواع ازدواج های پیشنهادی:
* ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است.
* ازدواح مفرح: مردی که از یکنواختی زندگی با همسر اولش خسته شده است، برای تفریح زن دیگری بگیرد.
* ازدواج موجه: چرا مردی که زن اولش بچه دار نمی شود یا بیماری دارد، به بهانه های واهی مثل مردانگی و انسانیت و تن دادن به قسمت و صبر در امتحان الهی، به پای او بماند؟ موجه است که در این هنگام هرچه زودتر برای ازدواج بعدی اش اقدام کند.
* ازدواج متمم: مرد ببیند چه صفات زنانه ای را دوست داشته که زن اولش ندارد. بعد زنی بگیرد که آن صفت ها را داشته باشد.
* ازدواج مثلث: مرد تقوی پیشه کرده و به سه زن قناعت نماید.
* ازدواج مربع: مرد تمام چهار زنی را که شرع به او اجازه می دهد بگیرد.
* ازدواج ملون: مرد چهار زن بگیرد: سفید پوست، سرخ پوست، سیاه پوست و زرد پوست.
* ازدواج منظم: مرد هر شش ماه یک بار زن بگیرد.
* ازدواج میسر: مرد هر زنی را که برایش میسر است بگیرد.
* ازدواج مشبک: مرد یک شبکه هرمی ازدواج راه بیندازد. به این معنی که هر زنی گرفت، آن زن، چهار زن دیگر را هم به او معرفی کند و او همه آنها را بگیرد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و
همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها کنه

خلاصه

همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟

غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....

همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!

غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟

خلاصه

غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..



این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟

+

+

+

+

+



+


+

+

+

!!!!!!!شما چیزی فهمیدید !!!!!!!من که نفهمیدم

این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده

+

+

+



حال ترجمه از زبان همسرش



خط اول :حالت چه طوره زن ؟



خط دوم :بچه ها چه طورن ؟



خط سوم : مادرت چه طوره ؟



خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!



خط پنجم : فقط برگردم خونه....



خط ششم : می کشمت



خط هفتم :غضنفر از آلمان...

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

خون تا ابد سرخ خواهد ماند ، البته درون رگهای آبی !

استقلال قهرمان


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

استقلاله قهرمانه / تیمی که حریف نداره

شب تاره لنگ پاره / تیمی که چاره نداره !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم / قرمز نشویم هرگز که با ننگ بمیریم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عشقت کرده توو جون من ریشه / تو قهرمان منی همیشه

بذار بگن هرچی که دوست دارن / تیمی استقلال من نمیشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قسم به هر چی مرده / پرسپولیسی نامرده

قسم به هر چی تیمه / پرسپولیسی یتیمه

قسم به هر چی عشقه / تیم ابی با عشقه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

می خوام دنیا نباشه / اگه اس اس نباشه

می خوام فوتبال نباشه / اگه اس اس نباشه

می خوام این لیگ نباشه / اگه اس اس نباشه

نباشه هر کی می خواد / تیم اس اس نباشه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آسمان گفت که من آبی ام / عشق می ورزم که استقلالی ام !



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پرسپولیس گل میخوره میگه زمین صابونیه / زمین و پاک میکنن میگه هوا بارونیه !!!



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا دنیا دنیا دنیاس آبی مال ماست / ما قهرمانیم جام تو دست ماست !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دربی منتظر مـــاست بیــا تــا برویـــم / اشک لنگی به راست بیا تا برویم

جمعه روز آبی هاست بیا تا برویم / تیم عبدی جوون سوراخه بیا تا برویم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه پرسپولیسی میره پیش یه پیشگو میگه تیم ما کی قهرمان می شه؟

پیشگو یه کم به دستش و گوی جادوییش نگاه می کنه، می گه والا من بیشتر از

صد سال نمی تونم پیشگویی کنم !!!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این مایه سرور و خوشبختیست که فلک از رنگ قرمز خالیست

تلاءلو آسمان را می بینی؟ گویند که خدا هم استقلالیست!

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آبی یعنی غرق در خوشحالیم/عشق می ورزم که استقلالیم

آسمان گفتا ز قرمز خالیم/گر سرم را از تنم سازی جدا/باز می گویم که استقلالیم . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این اس اس منه / دوسش دارم خیلی زیاد

قهرمانی بهش میاد/ دسش دارم خیلی زیاد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

این روزها همه پرسپولیس رو گل باران میکنند ! شما چطور !!؟

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧

 

شب که دیدم آسمان آبی پر ستاره

تازه فهمیدم استقلال چقدر سوراخ سوراخه !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هرجا سخن از پرسپولیس است دهان استقلال سرویس است . . . !


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خــوشــتـریـــن رنــگ مـحـبت در وجـود / ای کــه پیـــکــارت تعــصـب می ســرود

بـــا تــو هســتـــم با ای یــــار نفـیـــس / پرسپولیسم پرسپولیسم پرسپولیس . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هیچکی جلودار تو نیست / نمرهء فوتبال تو بیست

قرمز رنگ پیرهنت / با سرخی خون یکیست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پرسپولیس ای شمع شب افروز عشق / ای بهــاریـــن قــصـــه پــیـــروز عــشـق

ای ســرور سـیــنــــه هـای پرز و چـــاک / ای نــمـــاد رزم و عــظـــم و حس پــاک . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

پرسپولیس یعنی هواداران عاشق داشتن پرسپولیس یعنی گل سرخ و شقایق کاشتن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قسم به هر چی مرده استقلالیه نامرده وقتی میاد استادیوم ۶تایی برمیگرده


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

استقلال قهرمان می شه / خدا می دونه که حقشه

اگر که جدول برعکس بشه / استقلال قهرمان می شه

استقلال قهرمان می شه!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

غروب پاییزه / اس اس غم انگیزه

گل های پرسپولیس / اشکاشو می ریزه

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وعده ی ما تو داربی / وقت گریه ی آبی . . .


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

فردا آبی ها خون گریه می کنند ! نکن ای صبح طلوع ! نکن ای صبح طلوع!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قرمز تر از آنیم که بی رنگ بمیریم/ آبی نیستیم که با ننگ بمیریم!!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یه روز یه استقلالی میره کتابفروشی میگه: ببخشید آقا کتاب قهرمانی استقلال دارید؟

یارو میگه: نهما کتابهای تخیلی نمی فروشیم!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

همگان باید بدانند رویایی ترین لحظاتزمان غلبه سرخی غروب بر تلالو آبی آسمان است.

باید بدانند خون تا ابد سرخ باقی خواهد ماند ولی به محض ناپدیدی آبی آسمان همه

خوشحال می شوندچون لحظاتی بعد باران خواهد آمد!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو دنیای ِزمین و توپ رنـگی / یه پرسپولیس داریم به چه قشنگی

اسم قشنگش روی تخت جمشید / از اون قدیم ندیـما می درخشید

رنگ آتیش غیرت پیـرهنـش / میاره افتخار واسه میهنش

طرفداراش سر به فلک می کشن / عاشق ِرنـگ ِمث ِآتیشِشَـن

دفاع ِمحکمـش مث ِیــه سّده / هـر کسـی از جونش نـذارهردّه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٠/٧