برره ای  می ره دانشگاه به 2  دلیل می فهمن اهل برره ای است :
۱. سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل
2. وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد.
 
وسط برره یه چاهی بوده، ‌هی برره ای ها می‌افتادن توش، ‌زخمی می ‌شدن ، میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه : یافتم ! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. 
ملت همه هورا می‌کشن..آفرین !
یک مهندس دیگه پا میشه میگه : الحق که همتون نفهمید !‌ آخه اینم شد راه حل ؟! 
ملت میگن : خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ 
برره ایه میگه : بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن ! 
ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری !‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه : الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه ! آخه این شد راه حل ؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ 
مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن : خوب تو میگی چیکار کنیم؟ 
برره ایه میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها چاههای زیادی حفر می کنیم !
 
یه روز برره ای می ره توجنگل می بینه روباهه خوابه
می گه : خوب شد خواب بود وگرنه گولم می زد !
 
یه برره ای میره سیرک استخدام بشه..
بهش میگن چیکار بلدی.. ؟؟
میگه میتونم پرواز کنم..
میگن خوب پرواز کن..
میگه 5000 تومان میگیرم و پرواز میکنم
هر کاریش میکنن بدون گرفتن پول ، پرواز نمی کنه..آخرش بهش میگن : خیلی خوب.. بیا این 5000 تومان...
اون هم 5000 تومان رو میگیره.. پرواز میکنه میره..
 
یه برره ای یه روز سرد زمستون می بینه که یه اسب از دهنش داره بخار در می یاد
می ره جلوتر و می گه :
جل الخالق ! پس اون اسب بخاری که می گن اینه؟؟!!
 
یه برره ای داروخونه داشته ، یک روز جلو در مغازه بزرگ می نویسه: سوسک کش جدید رسید ! 
خلاصه بعد یک مدت یک بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌کش جدید چیه ؟ این خونة ما پر از سوسک شده .
برره ای میگه : این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه . شما این دارو رو می ریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک می کشید تا سوسکها رو بگیرید. هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازاین دارو می چکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی می میرن ! 
آقاهه کف میکنه ، میگه : خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون !
برره ای میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راه هم میشه  !
 
اولین دوره المپیک برره ای ها در 7رشته برگزار می شود :
1-شنا با مانع
2-کشتی با اسب
3-پرش روی نیزه
4-شیرجه روی چمن
5-اسب سواری با الاغ
6-دو در میدان مین
7-تیر اندازی با سنگ
 
به برره ای توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا 5 تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار ....
 میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام !
 
1 بچه پایین برره ای نمره بیست می گیره . باباهه می زنه تو گوشش بهش میگه : کره خر توکه با 10 هم قبول می شدی . لازم بود این همه خودکار مصرف کنی ؟
 
یک شاهکار ادبیات برره ای :
یکی بید یکی نبید سه تا درخت بید که دو تاش بید بید یکیش بید نبید اونی که بید نبید وسطه اون دو تا که بید بید بید
 
اولین دوره المپیک برره ای ها
، موسوم به "برمپیک" با رشته های زیر آغاز شد:
شنای با مانع،
 کشتی پروانه،
پرش روی نیزه، 
شیــــــــــرجه روی چمن،
اسب سواری با سگ
 
تحقیقات نشون داده برره ایها  فقط در 22 روز سال رشد می کنند:
 دهه اول محرم
و 
 12روز اول عید
 
یک شاهکار ادبیات برره ای :
یکی بید یکی نبید. سه تا درخت بید، که دو تاش بید بید یکیش بید نبید. اونی که بید نبید وسطه اون دو تا که بید بید بید.
 
برره ایه داشته رو خودش اب یخ میریخته ، 
میگن چرا اینجوری میکنی؟ 
میگه می خوام سرما بخورم. 
میگن چرا؟ 
میگه اخه یه پنیسلین دارم داره تاریخش میگذره
 
برره ایه دیر میرسه به مدرسه
 اقا معلم ازش میپرسه چرا دیر کردی ؟
میگه اومدم مسواک بزنم،  خمیردندان زیاد اومد بیرون .. تا اومدم برگردونم دو ساعت طول کشید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠