از حیف نون می پرسن: نظرت راجع به مار چیه؟ می گه: حیوون خیلی خوبیه! اما حیف که همش دُمه!! -------------------------------------------------------------------------------- حیف نون قبل از مرگش وصیت می کنه قبر منو با آب و صابون بشویید، تا هر کس رد می شه بخوره زمین، بخندم روحم شاد شه! -------------------------------------------------------------------------------- یارو چراغ جادو پیدا میکنه.غوله میگه هر آرزویی بکنی برآورده میکنم. یارو میگه: آرزو میکنم خدا را ببینم.! غوله میگه: این که نمیشه . یه آرزوی دیگه بکن. یارو میگه: آرزو میکنم آدم بشم.! غوله میگه: بیا بریم بیا بریم همون خدا را نشونت بدم. !!! .............................................................................................................................دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ ! ..........................................................................................................................یه روز تو یه تیمارستان ...دکتره می خواست از بیماراش تست بگیره، یه عکس ماشین میزاره جلوی همه میگه هرکی این ماشین و هول داد روشن کرد میره خونه اش همه رفتن هول بدن که برن خونه به جز یک نفر. دکتره خوشحال شد با خودش گفت این پس خوب شده... بهش گفت ببینم تو چرا ماشین و هل نمیدی؟ گفت اینا خنگن سویچ دست منه! ............................................................................................................................یه یارو لیوانو بر عکس گرفته بوده بهش میگن :اینجوری که لیوانو گرفتی که ته نداره برعکسش میکنه و میگه :حالا تهم نداره ........................................................................................................................................یارو لنگ بوده با کشتی میره سفر…وقتی برمیگرده رفیقش میگه خب سفر خوش گذشت؟؟ میگه نه بابا همش استرس داشتم هی می گفتن لنگرو بندازین تو آب… ...............................................................................................................................به نظر شما کمک فنر ماشین بیگلی بیگلی که گوریل انگوری روش مینشست چی بود؟ -------------------------------------------------------------------------------- به جوجه تیغی میگن...: آرزوت چیه؟ اشک تو چشماش جمع میشه میگه : بغلم میکنی؟ -------------------------------------------------------------------------------- گرگه داشته شل شل راه میرفته. ازش میپرسن چی شده؟ میگه رفتم دم خونه شنگول و منگول و حبه انگور. بعد گفتم منم منم مادرتون. از بخت بد باباهه خونه بود حرف مار رو هم باور کرد -------------------------------------------------------------------------------- یه پیرمرده به نوش می گه : پیری چهار تا عیب داره ! پسر جون یکیش فراموشیه ! بقیشم یادم رفته !!! ...............................................................................................................................**** دربسترمرگ بود اوچهارپسرداشت که سه تاشون خوشگل وقدبلندبودنداماآخرین پسرش واقعازشت بود ****همسرش روبه صدامیکنه وبه آرومی ازش می پرسه راستش روبگواین پسرآخرمال منه؟زنش جواب میده: آره عزیزم قسم می خورم که مال خودته **** بعدازشنیدن این باخیال راحت میمیره بعدازاینکه مردزنش به آرومی زیرلب میگه: خداروشکرچیزی درموردسه تاپسراول نپرسید! -------------------------------------------------------------------------------- ازیه **** می پرسندچه ملاکهایی برای انتخاب همسرت داشتی؟ میگه:اول باهاش دوست شدم رفتم خونشون دیدم یک مردتوی خونشه گفتم این کیه؟ جواب داد: به توچه؟ اینجاازشجاعتش خوشم اومد! چندروزدیگه بازرفتم خونشون دیدم این دفعه دوتامرد توی خونشه گفتم:ایناکی هستند؟جواب داد اینا دوستام هستند اینجاازصداقتش خوشم اومد! دفعه بعدرفتم خونشون دیدم سه تامردتوی خونش هستند پرسیدم:ایناکی هستند؟درجواب سرش روپایین انداخت اینجاازنجابتش خوشم اومد! دفعه بعدرفتم خونشون دیدیم یه صف طولانی ازمردان جلوی خونش وایستادند بهش گفتم میتونم بیام تو؟جواب داد: بروته صف! اینجا ازعدالتش خوشم اومد دفعه بعدرفتم خونه مادرش دیدم اونجا یه صف طولانی تروایستادند اینجاازاصالت خانوادگیش خوشم اومد! ....................................................................................................................................تو شهر حیف نون اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می کنن. حیف نون به شهرداری زنگ می زنه می گه دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین هوا خیلی خنک شده! -------------------------------------------------------------------------------- به حیف نون می گن برو استخر شیرجه بزن تو آب، بعدش بیا بالا شامپو گلرنگ رو تبلیغ کن… خلاصه میره بالا و شیرجه میزنه، ولی از بخت بد سرش می خوره به کف استخر… بعد از یه مدت بالاخره میاد بالا، رو می کنه به دوربین، می گه: می خوام سالاد درست کنم -------------------------------------------------------------------------------- حیف نون عینک دودی زده بوده میره بیرون پسرشو می بینه محکم می زنه تو صورت پسرش میگه این موقع شب اینجا چه کار می کنی....پسرش میگه بابا جون الان که شب نیست عینکی که زدی تاریک می بینی...فارسه عینکش و بر می داره یدونه محکم تر می زنه تو صورت پسرش میگه....بچه از دیشب تا حالا کجا بودی -------------------------------------------------------------------------------- یه روزی یه نفر از یه حیف نون میپرسه :آقا این خیابون کجا میره؟ میگه : والا من چهل ساله تو این خیاون زندگی میکنم تا حالا ندیدم جایی بره -------------------------------------------------------------------------------- استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه این که روز تولدم بارون میومده. برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده -------------------------------------------------------------------------------- شرلوک هولمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه‌های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به آن بالا بینداز و به من بگو چه می‌بینی؟ واتسون گفت: میلیونها ستاره می‌بینم. هلمز گفت: چه نتیجه می‌گیری؟ واتسون گفت: از لحاظ روحانی نتیجه می‌گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم. از لحاظ ستاره‌شناسی نتیجه می‌گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید اوایل تابستان باشد. از لحاظ فیزیکی، نتیجه می‌گیریم که مریخ در محاذات قطب است، پس ساعت باید حدود سه نیمه شب باشد. شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت: واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که: چادر ما را دزدیده و برده‌اند! -------------------------------------------------------------------------------- یکی رو میخواستن اعدام کنند ازش میپرسند که آقا آخر عمرته ها حرفی چیزی نداری؟ طرف میگه نه شروع میکنن میبندن به جرثقیل وقتی می برنش بالا دست و پا میزنه به این معنی که : حرف دارم حرف دارم. میارنش پایین ازش میپرسن چی شد بابا تو که میگفتی حرف نداری؟ برگشت به دوستش گفت محسن خونتون از اینجا معلومه. -------------------------------------------------------------------------------- این تهرونی ها دلشون برا غضنفر ا میسوزه میگن بابا خیلی واسشون جک ساختیم بایید یه کاری کنیم اونا واسه ما جک بسازن. یکیشون میره رو تیر چراغ برق هی میزنه به تیر . غضنفر از اونجا رد که میشد میگه: های آقا چه کار میکنی؟ طرف میگه دارم در میزنم ببینیم دوستم خونست؟ غضنفر میگه آره بزن چراغشون که روشنه ببین در رو باز میکنن. -------------------------------------------------------------------------------- یک روز غضنفر میره نارنگی بخره اسم نارنگی یادش نمی یاد بعد می گه آقا به من 2کیلو پرتقال کم باد بده... -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر میخوره به شیشه میگه عجب هوای سفتی... -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر میخواسته یک کبریت رو روشن کنه، هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه! میگه: نه بابا، همین پنج دقیقه پیش روشن شد -------------------------------------------------------------------------------- یارو میاد معما بپرسه میپرسه اگه گفتین فرق کلاغ چیه؟! ملت فک میکنن نمیتونن جواب بدن خودش جواب میده:این بالش از اون بالش مساوی تره "جک علمی بود دیگه -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر صبح یه لیوان خاکشیر میخوره، تا شب پشتک میزنه که ته‌نشین نشه! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر زن ژاپنی میگیره هر پنج دقیقه بهش میگه خوب خوابت میاد برو بگیر بخواب….! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر کارخانه عمامه سازی می زنه بعد از یک هفته پلمپش می کنند.بهش می گن:تو کارت خوب بود جیکار کردی پلمپش کردند؟می رن تحقیق می کنند می بینند روی عمامه ها آرم نایک می زده -------------------------------------------------------------------------------- یه غضنفر میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن… « ۶۰ تاشون حالیش می کردن!!! -------------------------------------------------------------------------------- یه غضنفر تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: ا…این چه آشناست ! بعد از « یه ساعت فکر کردن داد می زنه: فهمیدم… این همون کره خریه که امروز تو آرایشگاه یک ساعت زل زده بود به من ! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر میره پرنده فروشی طوطی بخره یه جغد میکنن تو پاچش. میاد خونه بعد یه « مدتی دوستش میاد پیشش میگه: طوطیت حرف هم میزنه؟ میگه: حرف که نمیزنه،ایلده خوب دقت میکنه ! -------------------------------------------------------------------------------- یه بنده خدایی میمیره ، میره اون دنیا، وقتی میان حسابشو چک کنن میگن 356.84 رکعت نماز بده کاری داری... میگه: خب ایلده 356 رکعت قبول اون 0.84 درصده چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهش میگن: اون کسینوس زاویه انحراف از قبله ایه که داشتی... ............................................................................................................................یه روز یه گدا میره در خونهء یه پیرزن و پیرزنه عصبانی میاد دم در ومیگه باز اومدی گدایی؟ گداهه هم بر میگرده میگه چیه انتظار داشتی بیام خواستگاری؟!!! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر میره بالای درخت برا دوستاش خرما بچینه .دوستاش میگن بسه دیگه، بیا پائین، غضنفرمیگه: ااااه نمیام، میگن چرا نمی آی؟ میگه: شما هم خر رو میخوایید هم خرما رو!! -------------------------------------------------------------------------------- یه بنده خدایی ساندویچی میزنه... یکی میاد توی ساندویچی میگه: آقا یه فلافل بزنید و لطفآ خیار شور نذارید!؟ ساندویچی برمیگرده میگه: ایلده والا خیار شور ندارم، می خوای جاش گوجه نذارم؟؟؟؟؟؟؟؟d: -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر به نامزدش می گه 4شنبه به 4شنبه دیره که همدیگر رو ببینیم، بیا 2شنبه به 2شنبه همدیگر رو ببینیمd: -------------------------------------------------------------------------------- بچه از باباش می پرسه: بابا! تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی می کنند یا با هم هستن؟ باباهه می گه: بچه جون! اگه زنها با شوهراشون یک جا باشن که اونجا دیگه بهشت نمی شه -------------------------------------------------------------------------------- از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم -------------------------------------------------------------------------------- طرف داشته با خره فوتبال بازی میکرده.بهش میگن چرا با خر بازی میکنی؟ میگه همچینم خر نیست. 3 به 1 جلوئه! -------------------------------------------------------------------------------- از ..... می پرسن دو دو تا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می گه: بابا اینا ر ول کن بیا باهاش جمله بسازیم... -------------------------------------------------------------------------------- تو شهر غضنفرحکومت نظامی بود.سروان به سربازش میگه تو اینجا کشیک بده از ساعت هفت شب به بعد هر کس رو اینجا دیدی در جا بزن. سروان که حرفش تموم شد تا میاد سوار ماشین بشه صدای گلوله اومد.بر میگرده میبینه سرباز یه بدبختی رو کشته ! داد میزنه :احمق!؟ الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره!سرباز میگه: قربان آدرسی که این پرسید عمراً تا ساعت 9 شب هم پیدایش نمی کرد -------------------------------------------------------------------------------- یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا می‌کردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی! من مطمئنم که اینا انگلیسی‌اند! فرانسویه میگه: هم زیبا هستند و هم در حال عشقبازی! حتماً فرانسوی‌اند! ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه‌ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن! صد در صد ایرانی‌اند! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر به زنش میگه: اگه بچمون پسر باشه اسم بابای منو میذاریم روش. زنش میگه: اگه دختر باشه چی؟ میگه: اونوقت اسم بابای تو رو میذاریم روش! -------------------------------------------------------------------------------- از یکی می‌پرسن: پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی؟ میگه: بردمش کیش. میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار می‌کنی؟ میگه: میرم میارمش -------------------------------------------------------------------------------- از یکی می‌پرسن: پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی؟ میگه: بردمش کیش. میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار می‌کنی؟ میگه: میرم میارمش -------------------------------------------------------------------------------- خبرنگاره میره جبهه جنگ گزارش تهیه کنه، یک غضنفر رو گیر میاره ازش میپرسه: برادر شما اینجا چیکار میکنین؟ غضنفر میگه: زرشک پاک میکنیم! خبرنگار می‌پرسه: پس تو کار آشپزخونه‌اید؟ غضنفر میگه: نه بابا! اینجا یک تابلوهایی زدن روش نوشتن: کربلا ما داریم میاییم، زیر این تابلوها ملت می‌نویسن زرشک! ما اونها رو پاک میکنیم!! خبرنگار میگه:کــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقیمه! دوباره میپرسه: شما اینجا امداد غیبی هم دارین؟! غضنفر میگه: بله، هر از چند وقتی یک توپی، خمپاره‌ای میاد میافته توی سنگر، هفت هشت نفر غیب میشن! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر و دوستانش سوار آسانسوری شدند و چون بلد نبودند آن را به کار بیاندازند همانطور ساکت در آسانسور ایستادند. بعد از مدتی مردی وارد شد و بلافاصله دکمه ای رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن کرد، یکهو غضنفر فریاد زد: برای سلامتی آقای راننده، صلوات بلند ...!! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر به رفیقش می گه: من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش. فردا رفقیش می گه بردیش؟ می گه : آره . تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما -------------------------------------------------------------------------------- به غضنفر گفتن به شما تا حالا آقا گفتن؟ گفت :آره یه سری تو مستراح بودم یکی میگفت ان آقا زود باش ان آقا زود باش ..............................................................................................................................غضنفر کبابی داشته....میره تو کار ساختمان سازی....ولی هر چی میساخته بعد از یه مدتی خراب می شده....... میرن از کارش بازدید میکنن.... میبینن وقتی دیوار خشک می شده تیر آهناشو می کشیده بیرون... -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر کلاس رقص باز میکنه بعد از یه مدتی ور شکسته میشه میرن تحقیق میکنن میبینن وسط کلاس رقص جو میگرفتتش شا باش میدادهd: -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر از ماه عسل برمیگرده، ازش می پرسن خوب بود خوش گذشت؟ میگه:آره خیلی خوش گذشت یادم باشه دفه بعد خانومم ببرم؟؟؟؟؟؟؟ ............................................................................................................................... یه طالبانی انگلیسی وامریکایی(بخوانید...)واردجز� �ره آدم خوارهامیشن واونجاآدم خوارهامی گیرنشون آدم خوارهادوتااصطلاح داشتند گوگوری ومگوری گوگوری یعنی ترتیبت روبدیم(!) ومگوری یعنی بکشیمت به انگلیسی میگن گوگوری یامگوری طرف هم زندگیش رودرخطرمی دیده پیش خودش گفت که حالااین دفعه رواشکال نداره به آدم خواره گفت:گوگوری بعدازاینکه ترتیبش داده شد آزادش کردند نوبت امریکایی رسید بهش گفتند گوگوری یامگوری؟ اینهم مثل قبلی گفت گوگوری تازندگیش رونجات بده نوبت رسیدبه طالبانیه بهش گفتند:گوگوری یامگوری؟طالبانی به هیچ عنوان نمی تونست قبول کنه که شخصی همچین کاری باهاش بکنه پس گفت:مگوری آدم خواره بهش جواب داد: پس اینقدرگوگوری تامگوری! ..................................................................................................................................غضنفر و تهرونیه دعواشون میشه، میبرنشون کلانتری. افسرنگهبان از تهرونیه میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری... افسره حسابی چپ و راستش میکنه، میگه: بی پدر فکر کردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ تهرونیه که حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به غضنفر میگه اسم توچیه؟! غضنفر اسمش قلی بوده، یکم فکر میکنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون! -------------------------------------------------------------------------------- به غضنفر میگن با بالش جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده با تیر زدم تو بالش. بهش میگن نه با اون بالش جمله بساز.میگه آها یه بار رفتم شکار پرنده زدم تو او بالش.بهش میگن ااااه اصلاً با بالش نمیخواد با تشک جمله بساز ، میگه یه بار رفتم شکار پرنده تو شک موندم بزنم توی این بالش یا اون بالش!!! -------------------------------------------------------------------------------- حیف نون کارت عابر بانکش رو می اندازه توی حرم امام رضا، می گه: حاجتم رو بده تا رمزش رو بگم! -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر توی جبهه بیسیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا 5 تا عراقی دستگیر کردم بیاید ببرید میگن خودت بیار .... میگه نه شما بیاین اینا نمیذارن من بیام....................................................................قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه، جلویی: حال دادی، پشت سری: حالتو میگیرم -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده. میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده وخیلی ناراحته میگه من می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه پدرسوخته موقعی که داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت -------------------------------------------------------------------------------- غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی راننده میگه من که چیزی نگفتم ، غضنفر می گه بعدا که می گی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٤