20سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستی

دروغگو ، تو مگه نگفته بودی ستاره ی من فقط تویی ؟

حالا میبینم اون بالا داری باعث درخشیدن بقیه ی ستاره ها هم میشی !

شاخه گلت سالها بود در میان دفترت خوابیده بود ، بی اجازت امروز بیدارش کردم !

 

در خلوت من نگاه سبزت جاریست! این قست بی تو بودنم اجباریست

تو با آواز خود شب را شکستی / ولی من بی دریچه مانده ام باز

 هوای پر زدن هایم کجا رفت ؟ /  ز یاران باز هم جا مانده ام باز . . .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/۱٧