قل مراد  لب دریا راه می رفته و فکر می کرده ، بهش می گن : به چی فکر می کنی ؟
می گه : داشتم فکر می کردم اگه دریا آبگوشت بود چندتا نون بربری می خواست !
 
قل مراد زمستون میره بیرون؛ 
یه اسب میبینه که از دماغش بخار میاد پیش خودش میگه : پس اسب بخار که میگن اینه !
 
قل مراد عاشق خدا میشه، یه مسجد می‌کشه که از توش یه تیر رد شده
 
اس ام اس قل مراد به نامزدش : 

تق، تق، تق، 
کیه ؟
...
من گدای دوره گردم... اومدم دورت بگردم.
 
اس ام اس  قل مراد به نامزدش : می خوام برم ونیز، پیدا کنم یه میز 
خیلی تر و تمیز با یه چاقوی تیز روش بنویسم یه ریز دوستت دارم عزیز !
 

از قل مراد می پرسن شراب زندگی یعنی جه ؟
می گه : نمی دونم ، من فقط دوغ می خورم

 
قل مراد پیر که میشه ، خودشو تو آینه نگاه می کنه می گه آینه هم آینه های قدیم !
 
قل مراد می خواسته شیر داغ بخورد زیر پای گاوه آتیش روشن می کنه
 
قل مراد می ره امتحان رانندگی، افسر بهش می گه حرکت کن
قل مراد زنه دنده عقب !
افسر می پرسه : چرا دنده عقب می ری ؟
می گه : می خوام خیز بگیرم !
 
به قل مراد می گن : چرا می ری دستشویی در رو نمی بندی ؟ 
می گه : می خوای من درو ببندم که تو بیای از سوراخ کلید نگام کنی؟
 
قل مراد : من وقتی رو کله‌ام وامی‌ستم خون تو سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامی‌ستم، خون تو پاهام جمع نمی شه، می دونی چرا اینجوریه ؟
دوست قل مراد : خوب معلومه دیگه، چون پاهات مثل کله‌ات تو خالی نیستند !!!
 
قل مراد می خوره به شیشه می گه : عجب هوای سفتی
 
معلم : بگو بین فیل و کک چه تفاوتی هست ؟
قل مراد : یک فیل ممکن است در بدنش کک وجود داشته باشد. ولی کک ممکن نیست در بدنش فیل داشته باشد !
 
به قل مراد می گن : چرا زنبورا گل می خورن ؟
می گه : آخه دروازبانشون بده
 
قل مراد  تو مسابقات رالی سراسری شرکت می کنه ... 
توی راه مسافر می زنه

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠