دو تا دیوونه از تیمارستان فرار می­کنن. ریل راه آهنو می­گیرن و راه می­افتن طرف شهر.
اولی می پرسه: کی می­رسیم به شهر؟ دومیه یه نقطه رو اون دورا نشون می­ده و میگه: هر وقت این دو تا خط به هم برسن.
می­رن و می­رن ... تا اولیه خسته میشه. می­گه: پس چرا نمی­رسیم؟
دومیه برمی­گرده و عقبو نگاه می­کنه و می­گه: فکر ­کنم ردش کردیم
 
یارو از بندرعباس میاد بهش میگن اونجا چیکار می کردی ؟ 
میگه : عرق !!!
 

......*.......
میدونی این چیه ؟
این تویی که تنها ستاره ی آسمونه دل منی .
:
:
:
پایین تر نرو
:
:
:
******************
وای اینا کجا بودند؟!!!

 
صبح که از خواب پا میشی 2 تا کار انجام بده
1: خدا را پرستش کن چون زنده ای
2: برو حموم چون بقیه زندگی می کنن
 
کامپیوتر برای چت 
چت روم برای کاربران جدید 
دختر 10 عدد برای پسران بیکار
پول کارت اینترنت باید بدهیم 
پول تلفن جدا 
و دیگر هیچ ...
 
مرد : تموم بچه ها عقلشونو از من به ارث بردن
زن : ... حق با توست، چون عقل من سر جاشه !
 

مرد : تو چطوریه که ما وقتی دعوامون میشه عصبانی نمی شی؟
زن : آخه من خودمو کنترل می کنم
مرد : چه جوری ؟
زن : می رم کاسه توالت را می شورم
مرد : این چه ربطی به دعوای ما داره ؟
زن : آخه اونو با مسواک تو می شورم !

 
وقتی من به دنیا اومدم پدرم ۳۰ سالش بود یعنی سنش ۳۰ برابر من بود 
وقتی من ۲ ساله شدم پدرم ۳۲ ساله شدیعنی ۱۶ برابر من 
وقتی من ۳ ساله شدم پدرم ۳۳ ساله شد یعنی ۱۱ برابر من 
وقتی من ۵ ساله شدم پدرم ۳۵ ساله شد یعنی ۷ برابر من 
وقتی من ۱۰ ساله شدم پدرم ۴۰ ساله شد یعنی ۴ برابر من 
وقتی من ۱۵ ساله شدم پدرم ۴۵ ساله شد یعنی ۳ برابر من 
وقتی من ۳۰ ساله شدم پدرم ۶۰ ساله شد یعنی ۲ برابر من 
می ترسم اگه ادامه بدم از پدرم بزرگتر بشم !!!
 
آقا ماشا ا... می ره تو بانک وام بگیره ، ضامن نداشته منفجر می شه !
 
غضنفرگیر داده بوده صندلی‌ عقب هواپیما بنشینه می پرسن چرا ؟
می گه : مگه نشنیدی همیشه میگن سرنشینان هواپیما کشته شدند. هیچ وقت صحبتی از بقیه مسافران نبوده
 
هیچ می دونی چقدر گلی …
.
.
.
واسه دستهات ضرر داره ؟ 
فقط از مایع ظرفشویی جام استفاده کن !
 
رفتم گلستان که با عشق برات یه دامن گل بچینم
.
.
.
دیدم شلوار پامه
 
ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها

.
.
.
.
گزیده‌ای از کنسرت یکی از استاتید بزرگ موسیقی
 
یه سوسک می افته تو دستشوی می گه : منو این همه خوشبختی محاله !
 
یه طرف گفتن: با وطنم جمله بساز. 
گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم ! 
گفتن: منظورمون ( ط ) دسته دار بود.  
گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠