به غضنفر می گن : اذون بگو ... 
می گه : والا چی بگم همه چی از یه نگاه شروع شد !
 
پندی از یک داغ دیده : هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نکن !!!!
 
پرایده داشته از بغل فلکس قورباغه ایه رد می شده ، ازش می پرسه : داداش، چشمات چرا زده از حدقه بیرون ؟!
فلکسه می گه : اگه موتور تورم درمی آوردن می چپوندن ... تو هم چشمات می زد از حدقه بیرون
 
یه روز مدیر مهد کودک به یکی از بچه ها می گه :
تو مامان داری ؟ می گه نه !
می گه بابا داری ؟ می گه نه !
مرده می گه پس چی داری ؟ می گه جیش دارم !!!!
 
به یارو می گن : شما آشغالاتون رو تو چی می ریزید ؟
می گه : لای نون 
می گن : لای نون ؟ 
می گه : نمی دونم ، لای نون یا نای لون
 
دوتا نوشابه با هم دعوا می کنند نوشابه زرد به سیاه می گه : هنوز نزدمت سیاه شدی ؟؟؟
 
یارو می ره دزدی تفنگو می ذاره پشت گردن طرف می گه : تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت !!!
 
پسر غضنفر رتبه اول کنکور رو میاره بهش می گن : چه کار کردی ؟
می گه : روزی 25 ساعت درس می خوندم !
می گن : مگه می شه ؟
می گه : آره ، صبح یک ساعت زود تر بیدار می شدم !!!
 
یارو دو تا خیار می گیره دستش و می ره توی سوپر به مغازه داره می گه : آقا خیار شور داری ؟
مغازه داره می گه : بله که داریم
می گه : پس بی زحمت این دوتا رو هم بشور ! 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠