مامانه به بچش می گه : عزیزم و قتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام می کنی می بوسیش
بچهه میزنه زیره گریه می گه : نه مامان من خاله رو بوس نمی کنم !
مامانه می گه : چرا عزیزم ؟
بچهه می گه : آخه دیروز که بابا می خواست بوسش کنه خاله زد تو صورتش !
 

یارو میره طوطی سخنگو بخره ، فروشنده بهش یه جغد میندازه 
بعد از یه مدت دوستای یارو بهش می گن : یاد گرفته حرف بزنه یا نه ؟
یارو می گه : هنوز نه ولی خیلی توجه می کنه !

 
ازغضنفر می‌پرسن : شما کجای تهران می‌شینید ؟ 
می‌گه : هرجا که خسته شم !
 
می‌تونی دویست هزار تومن به من قرض بدی ؟ 
می‌دونم که داری ! 
خواهش می کنم کمکم کن ، 
به خدا بهت برمی‌گردونم ....
( التماس غضنفر به یک دستگاه خودپرداز !!! ) ...
 
از یکی می پرسن : دوست داری چه جوری بمیری ؟
می گه : مثل پدر بزرگم در خواب و آرامش .
نه مثل مسافرای اتوبوسش در ترس و وحشت !!!
 
سه نفر توی هواپیما برای هم کلاس می ذاشتند .
اولین نفر با موبایل
دومین نفر با لب تاپ 
سومین نفر می بینه داره کم میاره ، میره یک دستمال کاغذی رو لوله می کنه میگذاره توی جیبش ( البته یک گوشه از دستمال کاغذی را از جیبش بیرون میذاره ) 
بعد میاد پیش دوستاش
یکی از دوستاش ازش می پرسه :  این چیه از جیبت بیرونه ؟ 
میگه وای خدای من ، کی برای من فکس فرستاده !!!؟؟؟
 
غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون ،
صاحب‌ کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت ؟! 
غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم،  چرخش پشتم رو اذیت می کرد !
 
حکومت نظامی بود ، سروانه به غضنفر می گه که تو اینجا کشیک بده ، از هفت شب به بعد هر کسی رو تو خیابون دیدی در جا بزنش . 
حرفش که تموم می شه ، تا میاد بره سوار ماشینش بشه ، می بینه صدای گلوله اومد .
 برمیگرده می بینه غضنفر زده یک بدبختی رو کشته !
 داد می زنه : احمق ! الان که تازه ساعت پنج بعد از ظهره !
غضنفر می گه : قربان این یه آدرسی پرسید که ، عمراً تا ساعت نه شب هم پیداش نمی کرد !
 
آقاهه گوشش سرخ شده بوده  ازش میپرسن : چی شده ؟
میگه : چش خورده. 
میگن : چی ؟ 
میگه : چش خورده , چ .ش
بابا چش شلوار رو میگم !!!!!!!!!
 
یه نفر دزدی کرده  بوده پلیس هم دنبالش

بعد به سرعت خودشو میندازه توی جوب.

پلیسه میگه : چی کار میکنی؟

میگه : به شما ربطی نداره اینجا مربوط  به نیروی دریاییه.
 
یارو به زنش میگه: عزیزم دکمه پیراهنم افتاده.
زنش میگه: خب میتونی کتت رو روی پیرهنت بپوشی!
یارو میگه: آخه دو تا از دکمه های کتم هم افتاده.
زنش میگه: اوا خاک عالم، مگه میخوای بدون پالتو از خونه بری بیرون !؟
 
غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟
طرف می گه : نه
از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟
 اون یکی هم می گه نه
بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن !

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠