پسره داشت گریه می کرد باباش پرسید چی شده؟
گفت : عاشق شدم ! 
باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟ 
گفت : هر کسی که شما صلاح بدونید
 
یه نفر نشسته بوده سر جلسه کنکور.
خلاصه سؤالها رو پخش میکنند و یارو هم اول یک پنج دقیقه‌ای مبهوت به سؤالا خیره میشه ، 
بعد یک پنج تومنی از جیبش درمیاره شروع میکنه تند تند شیر یا خط کردن و پاسخ نامه رو پر کردن. 
بعد 40-50 دقیقه یارو ممتحنه میبینه طرف خیس عرق شده ، هی داره یک سکه رو میندازه بالا ، زیر لب فحش میده. 
میره جلو میپرسه: داری چیکار میکنی؟ 
طرف میگه: همه سوالا رو جواب دادم، دارم جوابامو چک میکنم
 
شیطان اعلام کرد تا می توانید گناه کنید . 
.
سهمیه ی سوخت آتش جهنم تموم شد
 
یه بنده خدائی یه جسد می بره پزشکی قانونی.
بهش میگن: چطور مرده؟ 
میگه: سم خورده.
میگن: پس چرا زخمیه؟ 
میگه: آخه نمی خورد
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠