توی زندون قلبت اینقدر شلوغ می کنم و زندانی ها رو اذیت میکنم تا مجبور بشی منو بندازی توی انفرادی قلبت
 
با همه ی وجودم سرم رو رو شونه های مهربونت میزارم 

.
و یواشکی دماغم و با لباست پاک میکنم
 
زندگی مانندبازی شطرنجه . . . . . . .

.

البته تو که هنوز بچه ای برو همون منچتو بازی کن
 
 روزی تو را ز مستی تشبیه به ماه کردم ...
.
.
.
 لامپ 100 هم نبودی من اشتباه کردم
 
از خدا پول خواستم، بانک داد، 
درخت خواستم، جنگل داد، 
اتاق خواستم، خونه داد، 
.
.
.
حالا میترسم ازش تو رو بخوام یه گله گوسفند بده
 
اگر من شیرین بشم تو فرهاد
من لیلی بشم تو مجنون
من نرگس بشم تو سام
من حوا بشم ....
عمراً تو آدم نمیشی
 
میخوام روی بلندترین قله وایسم .. 
.
با تمام وجود داد بزنم : عشق من دوست دارم ! 
.
ولی حسش نیس تا اون بالا برم
 
اگر خواستی یه کسی ، 
عاشق هم نفسی ، 
عمرشو حیرونت کنه ، 
جونشو قربونت کنه ، 
.
جون مادرت رو ما یکی حساب نکن
 
بیبنم اگه یه روز از خواب بیدار بشی 
ببینی اون که دوستش داری گذاشته رفته 
.
.
صبحونه چی می خوری.؟!!!
 
اگه خواستی ببینی کسی دوست داره.......
.
ازش کارت سوختش رو بخواه
 
نگاهت همچون باران است و قلبم همچون کویر...
 و می دانی که کویر بدون باران زنده است... 
پس برو بمیر
 
نمی دانم تا کدامین طلوع خواهم ماند ....
و در کدامین غروب خواهم رفت .....
اما دوست دارم...  تا آخرین لحظه ی بودنم تورا . . . . . سرکار بذارم
 
همیشه هر جاکه باشی یه قلبی هست که همیشه برای تو می تپه.اونم قلب خودته!!!!
پس امیدوار باش
 
دیشب خواب دیدم اونم چه خوابی...
حالا گوش کن تا تعریف کنم
خواب دیدم مردیم و داریم میریم بهشت...
توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم...
سر پل صراط که رسیدیم من خسته شدم و تو منو کول کردی...
دم در بهشت که رسیدیم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بیا داخل
 
مهم نیست با چه ماشینی میای!
مهم نیست با چه لباسی میای.......


 فقط بیا و این آشغال ها رو از دم خونه بردار..

  

 
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠